Machine transcription
(١٦٥)
اگر بودی باید و شاید که از سپاه وفقراء باخبر بودی و داد رسی میکردی و سیاست میفر مودی
تاسلسلهٔ ملك و ملت بجای ماندی تا اینکه بقول راوی شنیده دارم که در زمان حکومت
هرات پنج من تبریزی گلاباتون صرف لباس کردی و لباس را ناپوشیده بخشش فرمودی
وخدمتگاران نهت حرام دادی عجب ازین بزرگی وعجب ازین شهزادگی که خانهٔ این رفتار
يك ولايت بزرگی از سوء تدبیر بدون جنگ و جدل برباد داد و شهزاده بلند اقبال فراری
شودای تحریر کنندهٔ کتاب ازین وادی خطرناك در گذر قصه خوانی کو تاه دار واز مطلب
سخن کنید تا بفضل خداوند این کتاب ببزرگ انجام یابد .
فصل چهارم
مقدمهٔ بر بادشدن ترکستان از دست سردار فتح محمدخان وتصرف نمو دن
سردار عبدالرحمن خان تر کستان را
فرد
ساقی بیا که یار زرخ پرده برگرفت
کار چراغ خلوتیان باز در گرفت
بهرحال سرسخن باز کردیم لهذا چون سردار فتح محمدخان ازسوء تدبیر و بی خبری
تر کستان را برباد داد واز تخته پل فرار تاشقرغان گردید وتخته پل و بلخ را واگزار شـــد
سردار صاحب تدبیر سردار عبدالرحمن خان که درهجده نهر رسیده بودند وتدبیرات کلی
بکار میبردند در اینوقت که فرار شدن سردار فتح محمدخان بحضور بندگان عالی سردار
عبدالرحمن خان کوشزد شدومتواتر خبر رسید فوراً حر کت فرما شدند و بسر عت خودرا
در تخــــته پــــل رســــا نـــیـــد نـــد و با شــــو کـــت وشـا ن بــــر تخت سلـــــطنـــــت
مورثی با کمال اجلال نشستند واول تخت نشستن جبین عجز و نیاز بدر گـاه خالق بی نیاز
برزمین سودہ بدرگاه پرورد گــار کـارساز سجدات شکر بجای آوردند چون یکهفته
از ورود تخته پل گذارش یافت ثانی لشکر ترتیب کرده بجنگ سردار فتح محمد خان
در تاشقرغان فرستادند سردار فتح محمدخان که در تاشقرغان بعد از فراری تخته پل توقف
داشتند در اینوقت که لشکر فرستادن سردارعبدالرحمن خان را گوش زد شدند تاب مقاومت
در خودجنگ باخود ندیده وراه چاره را مسدود یافت با هزار غم واندوه از تاشقر غان فرار
وبجانب غوری راه سپار شدند و تاشقرغان نیز ضمیمه ملك مورثی شد بعد ازان که سردار
صاحب تدبیر مدعی را فراری کرده و در تخته پل آسوده برتخت حکمرانی نشست لشکريکه
آماده کرده بودند هر روز فوج فوج بحضورطلب کرده از نظر میگذراندند والفت و نوازش
برادرانه باخورد وبزر گ سپاه مینمودندوانعام واحسان رادریغ نمیفرمودند از حضورمرخص
میکردند بعدازان که ازسپاه فارغ شدند وسپاه را مایل بخوددیدند نوبت بفقراء رسید واز
هرولایت بزر گان و کار کنان وعاملان رابحضور طلب کرده باهريك ازخوردو بزرك
مهر و محبت کرده خلعت های فاخره دادند واز حضورمرخص نمودند اما سپاه وفقراء عموم
فیض لزوم بندگان عالی را بخود مبارك شمرده شب وروز دربارهٔ شان مشغول دعاء گوئی
بودند تا اینکه ازین مرحله چهار ماه گذارش یافت و آسودگی دست داد بعد ازان بتدارك
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
