Machine transcription
(۱۶۲)
مختصر کلام چون عریضه مردم فقراء وسیاه دربغا را به نظر فیض اثر سردار دلا ور
عبدالرحمن خان رسید وازنظر گذارش یافت فوراً سرشته خودرا نموده بتوکل خداوند
عازم ترکستان شدند چندی در این راه توقف کرده منزل مینمودند سبب آنکه یو میه
بترکستان آدم میفرستادند ودرخلاء وملاء به احوال مردم ترکستان از سپاه و فقراء آگاه
میشدند تا اینکه در لب دریای آمو رسیدند ونصر من الله وفتح قریب را خوانده بخود دمیدند
و کمر بمردانگی بسته بادل قوی وغیرت ذاتی وشجاعت جبلی اراده گرفتن ترکستان را
بخود جزم کردند وازدرگاه خداوند امیدوار فتح ونصرت بود ند ا کنون تحریر کننده
این کتاب بی نظیر مینویسد وبعرض خردمندان روزگار میرساند که انصاف باید داد و بمردی
ومردانگی سردار مذکور آفرین باید گفت اول آنکه صغرسن ونوجوان و ناتجربه کار
دوم شخصی که بیکه تنها یکنفر مرد کهن سال تجربه آموخته با وی همراه نباشد که
از نشیب وفراز دنیا سخن کند سوم دست تهی که مایه اد بار است وجمیع امور دنیا وابسته
بوی است وبدون آن پیشرفت کار نیست چنانچه شاعر میگوید شعر:
بی زر منشین که کار زر دارد زر پیش همه اعتبار زر دارد و زر
گویند که اختیار از زر بهتر مشنو تو که اختیار زر دارد و زر
چهارم درمقابل دشمن قوی بمثل پادشاه افغانستان پنجه دادن وتقابل ورزيدن كمال غیرت
وشجاعت است که سردار مذکور اراده کرده است بهر حال سر مطلب باز گردیم وسخن را
مختصر تحریر داریم بعد ازان که در لب دریای آمو رسیدند بجهت بعضی اشخا ص که
خدمتگار سابقه بودند و امید واری داشتند فرمان فرستادند واز آمدن خود در لب دریا
اطلاع دادند و امر کردند و در فرمان نوشتند که خبر ورود بندگان عالی را بمردم ترکستان
اشتهار دارند و گوشزد بکنند و آوازه دراندازند چنانچه بعضی بزرگان ومعتبران و نام
آوران ترکستان که قسم کرده بودند و عهدنامه فرستاده امیدوار آمدن سردار عبدالرحمن خان
بودند خوفيه مبلغهای فراوان میفرستادند وبعضی اشخاص شان در لب دریا رفته عهد نامه
کرده واپس میآمدند بلکه عهدنامههای مردم را بجمع برده منظور میکردند و عهدوپیمان
را دوباره مو کمد بقسم میگرد انید ند اما سردار عبد الرحن خان امید وار خط سردار
فیض محمد خان بودند و کلیه تسلی بخط سردار مذکور داشتند واز زمانی که در لب دریای
آمو رسیده بودند مقرر بجهة سردار فیض محمدخان فرمان محبت آمیز و خط شفقت خیز
بقسم مو کد کرده میفرستادند وعذر بسیاری مینوشتند و التماس بسیار میکر دند خصوص
درباب سردار فتح محمدخان وقطع سلسله دوستی ورابطة يك جهتی که باید و شاید قطع
مراوده کرده با بندگان ما پیوند يك جهتی بدارند زیرا که از اخبارات شنیده دارم که
سردار فتح محمدخان با جناب شما برعکس محبت رفتارمیدارد ومرتبه بزرگی شما را وقعی
نمیگذارد خلص کلام چون خطهای سردار عبدالرحمن خان بحضور سردار فیص محمد خان
متواتر میرسید وسر اسر شفقت و محبت مینوشت و التماس یاری و مددگاری مینمود
از ان طرف که حاکم ولایت سردار فتح محمدخان بوداز در ستیزه و کینه رفتار میکرد بلکه
دشمن میپنداشت و بزرکی سردار فیض محمدخان را بجوی نمی خرید افضل از ان اخبارات
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
