BrowsePādishāhān-i mutaʼakhkhir-i Afghānistān → page 129

Page 129

Pādishāhān-i mutaʼakhkhir-i Afghānistān · pages 1–469


Page image — the source of record

Scanned page 129 of Pādishāhān-i mutaʼakhkhir-i Afghānistān

Machine transcription

(۱۲۲) را فرمانبر دار وسر کار اقدس را بزرگ وفرمان فرما دانید از درگاه خدا وند امید وارم که بفرحت وخوشی منظور شوید وبسر افرازی و خرسندی واپس مرخص شوید ونام نیکو در عالم گذارید خصوص که خلقی را ازقتل وقتال نجات بخشید بلکه ضمیر این دعا گوی دیرینه چنان اقتضا میکند که در سلطنت شما افزود گردد و سر کار اقدس را ازخود مسرور گردانید اما شنیده دارم که بحضور شما غماز وفتنه انگیز بسیاراست وشما را بحال خود نمی گذارند واز خرابی شما باکی ندارند اما خود جناب شما بفکر دور اندیش خود متوجه احوال خود شوید واطراف خود را به عقل خود ملاحظ کنید ودور ونزديك کار را از خیر وشر بسنجید کدام جانب که خیر باشد بعمل آرید هرگاه رفتن حضور سر کار اشرف را خیر ندانستید بعد از ان اراده مقدمه بدارید لاکن در مقدمه کردن هم خوب فکر کنیدولشکر خود رادر مقابل لشکر امیر شیرعلیخان بسنجید هر گاه ازعهده جنگ وتقابل شدن وشمشیر زدن مطابق اشکر سرکار برآمده میتوانید ازین چه بهتر مردانه جنگ کنید وشمشیر زنید وانتقام ازدشمن قوی بکشید تادر روز گارهانام بماند ودوست ودشمن آفرین کنند لاکن ازقلعه بندی درگذرند وخلق درون قلعه راباپیمال دشمن نسازند وازگرسنگی بهلا کت نرسانند زیرا پیرفرتوت سه قلعه بندی را ملا حظ نموده ام شخصی که در قلعه محبوس شد امید نیکی نبایدداشت وازنادرات است که نیکی به بیند بهتر آنست که استقبال لشکرد شمن رفته مردانه رزم کنید ومر دانه شمشیر بز نیدو ومردانه بکوشید ومردانه جوشيد تو كلت علی الله مصرع : دنایار کر اخواهد وميلش بکه باشد. بازهم ای پادشاه عاقل وفقیرنواز رعیت پرور یقین درعرضداشت نصیحت آمیز امیدوارم که رفتن شما بحضور سر کار امیر شیر علیخان سرا سر خیر است و خطری ندارد ظاهر است که لشکر شما در مقابل لشکر کابل قلیل است وتاب مقد مه بادشمن قوی ندارند واز قلعه بندی چند روز هم امید ثمری نیست و هم خلقی بزحمت گرفتــــا ر میگردد وهم فقرای بیچاره از گرسنگی بهلاکت میرسد وخاتمه آنهم ندامت بار می آورد بلظاهر است که شخص محبوس غیر از ندامت حاصلی ندارد زیرا که عاقبت آن بتنگدستی وگرسنگی وفلاکت وزبونی است وعاقبت قلعه بندی شما نیز چنین است و پشیمانی بار می آورد باقی صاحب من گستاخی وزبان درازی ازحد گذشت امید عفودارم.جناب سردارعالی مقدار که پادشاه دندهار است وفقیر نوازی ورعیت پروری شان ظاهر است خیر دولت وسلطنت خود رابهتر میدانند خلاصه کلام چون سخن عیال کهن سال رموز فهم رموزدان رموز گوی که از کمال دانائی سخن حق را بیکرسی نشاند رخصت طلب شد سردار عالی مبلغ یکصد روپیه قندها ری به پیرزال انعام داده رخصت فرمودند بعدازآن به آوازبلند امر کردند که از قلعه بندی در گذشتم ودرمقابل دشمن خواهم رفت ومقابل خواهم شد تااز پردۀ غيب چه بظهور خواهد آمد وبظهور خواهد پیوست باری چون عیال پیرزال ازحضور مرخص شد بندگان عالی امر کردند که جویا شویدواطلاع یابید که این عیال سال خورده با اینقدر عقل ودانش وجرائت از کدام خاندان است وچگونه اینقدر فضل وسخنوری که سزاوار خردمندان است ازوی بظهور رسید لهذابعد از تحقیق و تردد ظاهر شد که از خاندان سردار کهندل خان وسردار

Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.


Cite this page
Pādishāhān-i mutaʼakhkhir-i Afghānistān, page 129. Afghanistan Digital Library, New York University Libraries. Machine-transcribed text: Afghan Press Archive, https://afghanpress.org/book/adl0959/129 (accessed [date]).
Permalink
https://afghanpress.org/book/adl0959/129
Machine-readable
JSON · IIIF manifest · Canvas
Source
Afghanistan Digital Library record