Machine transcription
هر دو پای اور ازحصه زانو قطع نمایند. پس از انجام وقایع متعلقه روزی دریکی از محافل
بزرگ اعلیحضرت تیمورشاه حین صحبت فرمود که از خاندان حاجی جمالخان
بار کزایی شخصی که سزاوار ریاست قوم بارکزایی باشد از ان خاندان در
کابل که خواهد بود .
سرداران حاضر مجلس از سردار پاینده خان برادر خرد سردار رحیمدادخان
اسم بردند و گفتند همین شخص سزاوار ریاست قوم بارکزایی است.
در موقعی که سردار پاینده خان موصوف حاضر دربار تیمورشاه شد سردار
پاینده خان را به عین رتبه و معاش پدر و برادرش سردار رحیمداد خان بلقب
سرفرازخانی سرافرازدشته و زمام ریاست قوم بارکزائی را سلف با کفایت او
سپرد که این وقت اعزاز خاندان حاجی جمال خان مرحوم وا پس بدست
ایشان آمد : [1]
اما چیزهائی که دربارهٔ سردار رحیمداد خان مینویسند رخصوصاً استغاثه
محراب خان و کدوخان وغیر هم و اظهار شکوه ایشان از طرف قوم بار کزائی به نزد
قاضی فیضلالله خان دولتشاهی نه چندان مدار اعتبار است که حتی استغاثه
محراب خان و کدوخان وغیرهم نیز در اثر تحريك قاضی فیض الله خان وطرفداران
او بود و چیزی که باعث سلب اعتبار او شد اول عدم اطاعت او بود که از بی اعتنایی
زیاد خودفکر تیمورشاه را در بارهٔ خود خراب ساخت ودوم عدهٔ مخالفین او بود که
اعلیحضرت تیمورشاه را ازو بدرجهای خایف ساخته بودند که مکرر باریاب حضورش
نساخت وعلت آن مفکوره هاچنانی که گفته شد بیشتر خصومتهای قبیلهای طایفه
درانی و سرداران آنوقت بود که هريك عزت و اعتبار خودرا انظار داشتند و
بدیگری مقام برتری و ترقی را برداشت نکرده و زود حسد می بردند و هم چشمی های
زیاد امیران قبائل باندازهای کارسلطنت را بدشوار رسانیده بود که پادشاه عصر
[1] سردار پاینده خان در سنه 1190 قمری بجهت حاکم بنون نیز مقرر شده بود اما پس از
حصول قلمتك يعنی خراج سالانه آنجا واپس به کابل خواسته شد [ص 329 حیات]
«82»
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
