BrowseḤabīb al-Islām → page 89

Page 89

Ḥabīb al-Islām · pages 1–438


Page image — the source of record

Scanned page 89 of Ḥabīb al-Islām

Machine transcription

( والفضل مايشهد به الاعداء بزرگی همانست که دشمنان گواهی بان بدهند ) که این کلمات - صد پر رضي الله تعالی عنه چنین رعب وهیبتی بدلهاي رومیان و پادشاه شان انداخت کـــــــه از موجودیت يك لشكر بسیار جرار بیشتر بود حالا عزم فداکارانه امیر حبیب الله خان را که با همرکابانش در میدان محاربه بمشاهده رسانید مقایسه کنید بامان الله خان وسلحصانش که ـ کدامین قابل تحسین است . بر شمشیریکه سرور دو عالم صلی الله عليه واله وسلم بابی دجانه انصاری رضی الله عنه ـ اعطاء فرمود این شعر کنده بود . یالمن وا لا قبال مکرمت بالجبن لاینجوالمرا من القتل باحسان و پیشقدمی عزت و حرمت بدست میاید یکدلی و ترسناکی مرد از قتل نجات نمی یابد يك خاندان مرونگیان در یورپ قدیم حکمرانی کرده است چون شاهان ان در هنگار زار می برآمدند همیشه فاتح میشدند چون در قصر نشسته امر صادر کردند سلطنت شان زوال پذیرفت همین احوال سلاطین ترکیه و مغلیه بود ، در هریکمالك فتح و شکست و عروج وزوال بهمین نقطه عزم فداکارانه و برعکس ان دور خورده است . خداوند جل وعلی میفرماید لن تنال البرحتی تنفقوا مماتحبون ـ خیر و خوبی را بدست ـ اورده نمیتوانید حتی چیزی را بخرج نیارید که دوستدارید چون از جان عزیزتر چیزی نیست لهذا جانفشانی موجب مظریت شده میتواند پادشاهیکه از خطر جان خود را کشید لاجرم پادشاهی را ـ از دست داد و شخصیکه جان خود را در هلاك نهاد مرتبه پادشاهی رسید علووانها ذ راه مین حتم عقلی است ع بقدر الکد تکتسب المعالی ـ رتبه های بلند بقدر رنج و محنت اکتساب میشود چون از جاندادن سخت تر مصیبتی نیست لا محاله از اجر آن هم بلند تر چیزی نباشد . حکایت بابر پادشاه است که چون پسرش همایون بمرض عجیبی مبتلا شد واطبا ازمعالجه مایوس شدند حکمی تجویز کرد که عزیز ترین اشیا برونثار شود تا شفا حاصل اید ـ بابر گفت که از جان عزیزتر چیزی ندارم لهذا سه بار بدور بسترش گشته گفت که جان خود را نثار کردم ـ میگویند که بعد ازین همایون تندرست و بابر بیمار شده رفت تا از دنیا رخت بر بست اما ـ از اینگونه فداکاریهایش وبرکات آن بود که از اولادش شاهان عظیم الشاان سه ونیمصد سال بر هندوستان وافغانستان سلطنت نمودند در افغانستان باید دلی و هرامر پادشاه ریا وظاهر ـ داری نیز منضم شد ـ امان الله خان از سالها دعوی عزم بالجزم وفداکاری وجان نثاری نمود که من برابر کوها عزم دارم عاشق ملتم ویران خودرا فدا میکنم و قطره اخری خون خود را در خدمت آن میریزانم ـ حسب ادعایش ملت او را شجاع خیر خواه وجان نثار می پنداشت واز ـ وعده هایش بازی خورده خودرا قربان او میساخت اما این ملمع و ریا کاری همیشه پایداری نمی توانست ـ يحق اللها لحق بكلماته ـ خدای تعالی بکلمات خود حقیقت را اشکار میسازد يك ولایت يا يك حكومتی اعلانی بلکه يك جزوی از يك حكومتی کلان برخاست و با وجود یکه مهلت امادگی يك ماهش داد تا بمقاومت ان نیاورده نه تنها خود را مخلوع بلکه مفرور گردانید ـ پادشاهیکه

Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.


Cite this page
Ḥabīb al-Islām, page 89. Afghanistan Digital Library, New York University Libraries. Machine-transcribed text: Afghan Press Archive, https://afghanpress.org/book/adl0955/89 (accessed [date]).
Permalink
https://afghanpress.org/book/adl0955/89
Machine-readable
JSON · IIIF manifest · Canvas
Source
Afghanistan Digital Library record