Machine transcription
چنانکه گویا همگی شان شیر های حمله کننده اند بعد ازان از جمله ان مرد مانی که در مقدم
روی جاثلیق بودند یکی نداکردکه یا معاشر مسلمین دست خود را از مقاتله کردن نگاه دارید تا
اینکه از طرف شما خبری جویا شویم وسوالی پرسیم *
راوی گفت که بعد ازان مسلمانان دست خود را از مقاتله کردن نگاه داشتند ومردی از جمله
اهل روم بزبان عربی فصیحی ندا کرد که یا قوم عرب ان مردی که شهر ما بدست و تمام بلاد مارا
فتح میکند در نزد ما موجود است اگر چنانچه همان شخص امیر شمایان باشد او را بمایان بنمائید
و مایان من بعد همرای شما مقاتله نمیکنیم وشهر خود را بشما تسلیم میدهیم واگر همان شخص امیر
شما نباشد ما هرگز شهر خود را بدست تسلیم نمیکنیم *
واقدی رحمت الله علیه فرموده که چون مسلمانان این گفته را شنودند فورا چند مرد روی بطرف
امیر ابا عبیده رضی الله تعالی عنه اوردند و انچه از تبرك رومی شنوده بودند بخدمت امیر ابا عبیده
رضی الله عنه قصه نمودند *
راوی گفت که بعد ازان امیر مسلمانان روی بطرف شان بیرون شد و رفت تا اینکه در برابر شان -
بایستاد تبرك بطرف امير إبا عبیده رضی الله عنه نظر انداخت بعد ازان از برای اهل بیت المقدس
گفت که بشارت باد شما را اینکه مردی را که من بشما صفت کردم این مرد نیست من بعد شمایان
از جای دین خود و حرم خود مقاتله نمائید چون این گفته تبرك را شنیدند همگی شان به
کلمه کفر خود هم اواز شدند وروی بطرف مقاتله مسلمان اوردند ومقاتله های شدیدی کردند وخود
بترك بطرف قمامه بازگشت و بهمرای امیر ابا عبیده رضی الله عنه بطرف اصحاب خود بسر امد خالد
بن ولید رضی الله تعالی عنه پرسیكند که ای امیر بشما چه حاجت داشتند . امیر فرمود که من
ندانستم مگر اینکه چنانکه تو می بینی بطرف شان رفتم شیطانی از جمله شیاطین های شان که انهارا
گمراه میکند بطرف من امد و بچهرہ من نظر انداخت وفکر کرد بعد ازمن روی گردانید و گفت وشنیده
هیچ بهمرای من نکرد ازین زیادتر چیزی ندیدم خالد رضی الله تعالی عنه روی بطرف مسلمانان آورده
فرمود که بزودی تاویل این فعل شان دانسته میشود که مایان هم بمعنی ان دانسته شویم بعد امیر
حکم کرد اینکه مقاتله را در بالای قوم محکم گیرید .
واقدی رحمت الله تعالی علیه نقل کرده که فرود امدن مسلمانان در بیت المقدس در فصل زمستان
وشدت سرما بود ومشرکان چنین گمان بردند که درین شدت سرما مسلمانان بانها قادر نمیشوند .
راوی گفت که مسلمانان بطرف آنها به جنبش شدند و تیر زنان اهل یمن ودلیران درند ، صاحبان
زور بازو کمان ها روی بحرب شان اوردند و جماعات شانرا به تیرهای خود پاره پاره کردند ومشرکان
از تیرهای مسلمانان خیال نداشتند و از محاربه شان کم پروا میکردند تا اینکه اهل یمن از پس پشت
شان تیرهای خود را در بالای شان فروکوفتند که انها اگاه نبودند مهلهل رضی الله تعالی عنهـ
گفت که خدای تعالی اهل یمن را خیرهاد هد زیرا که من دیدم که چنان مشرکان را به تیر میزنند
میزدند که بسان گوسفند از بالا بسر به پایان می افتادند چون مشرکان این حال را بدیدند که
تیر های مسلمانان بانها چه فعل میکند بعد ازان از تیرها احتراز کردند و در بالاسور شهر برد ،
ها امدند تا اینکه تیر های مسلمانان را از طرف شان بگرداند وسپر ها وپوست ها را در بالای سور
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
