Machine transcription
۴۵
شعر العجم حصہ چہارم
که جائی که دریاست من کیستم
گر او هست حقا که من نیستم
چو خود را بچشم حقارت بدید
صدف در کنارش بجان پرورید
زندگانی شاعر درین عالم از دلچسپی ہائے عجیبی مالا مال است درین خاکدان تعلیم زمزمه سنجی را بلبل از وی آموخته است پروانه بگرد سر او می رقصد، شمع از شام تا سحر بادی از سوز و گداز دلش راز و نیاز دارد، اکثریه نسیم سحری را بقاصدی خویش استخدام نموده بحضور محبوبش می فرستد، بکرات و مرات پرده درشی غنچه گل را در عین همان وقت می نماید که وی تبسم معشوقش را دز دیده است،
احساسات شاعر نهایت لطیف و تیز و مشتعل می باشد جذبات عامه مردم نیز در بعض حالات مخصوص مشتعل میشود و در آن موقع عامة الناس نیز با مظاہر قدرت این طور جواب و سوال میکنند، فرض کنید نمیکه یک پسر نوجوان او مرده باشد، وی بچه الفاظ مرگ، آسمان، زمین وغیره را سرزنش میدہد و چه طور با آنها گفت و شنید می کند
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
