Machine transcription
۳۳۹
شعر العجم حصه چهارم
اما دیده و دانسته نام او را بر زبان نیاورده بلکه این اطلاعی هم ندارد که آیا نام معشوق بر زبان او آمده است و یا خیر؟
مرا دو خضرعنان گیر باید از چپ و راست که کجروی نکنم ور نه قصد راه خطاست
مطلبش این است که در هر کار دو قسم غلطی از دست انسان سر میزند که افراط و تفریط است و از هر طرفی که زیاده خود را بکناره میکشد طبعاً از راه راست دُور میشود این مضمون را شاعر اینطور ثابت میکند که خواندیده از آن چنان مفهوم می شود که بجای یک خضر و راهبر ضرورت دو خضر ثابت می کند.
هیچ اکسیر به تاثیر محبت نرسد کفر آوردم و در عشق تو ایمان کردم
درین شعر مطلب اصلی چنان بوده است که طلب صادق بکار برده شود پس کفر و اسلام تماماً یک چیزند و آن را اینطور اداء کرده است که محبت اکسیری است که من مس کفر را آورده از تاثیر آن بطلای ایمان تبدیل نمودم.
تا کی بباغ وصل تو از بیم مدعی گلهای ناشگفته بجیب و بغل کنم
هنگامیکه در مجلس معشوق مجمع اغیار و رقیبان می باشد عاشق بطرف معشوق خویش حسب دلخواه دیده نمی تواند بلکه گاهی از نگاه دزدیده کار میگرد و در وقتی از زیر نظر بطرف او مینگرد لہذا این مضمون را شاعر طوریکه خواندید اداء میکند
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
