Machine transcription
شعر العجم حصه چهارم
۳۲۷
شراب تلخ ده ساقی که مرد افگن بود زورش
که تا لختی بیاسایم ز دنیا وز شر و شورش
به برقع مه کنعان که بود حسن آباد
به حجله گاه زلیخا که بود یوسف زار
(۱۰) لطافت خیال:- چون تنعم و تمدن در ایران از ازمنه بسیار قدیم موجود است- و بواسطه همین ناز و نعمت مستقل چندین هزار ساله هر نوع خیالات آنها نهایت نازک و لطیف گردیده بود چونکه این زبان حلاوت آگین و شیرین و نهایت صاف و لطیف گردیده بود لہذا بذریعه آن لطافت آن خیالات نیز اداء کرده شده می توانست که نه تنها بعربی بلکه به نصیب دیگر السنه هم نگردیده است- از امثله آتی اندازه آن معلوم میگردد. ع
چشم چون پر عشوه کرد، اول بسوی خویش دید
پاره خود خورد ساقی ساغر لبریز را
آن مضمونیکه درین شعر اداء کرده شده است به نهایت اشکال در دیگر زبان اداء شده می تواند.
علی الاکثر اینطور واقع می شود که معشوق خودش را راست و درست و آرایش داده باندازه محظوظ و مسرور میگردد که این آراستگی و پیراستگی خویش را خودش مشاهده میکند. شاعر
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
