Machine transcription
۱۰۸
شعر العجم حصه چهارم
خویش قصه "یوسف زلیخا" را تحریر کرده ولی انداز و پیرایه آن چنین بنظر می رسد که
بدادی جوابی که سربسته بود بگفتی حدیثی که بگسسته بود
به بیهوده گوئی نسب ساختی سخنهای ناخوش در انداختی
ز هرگونه گفتی سخنهای سست سرانجامش این گفتی ای نیکبخت
که گر آزمائی مرا آزمائی که دارد دلم پای دانش بجائی
کنون دلبر ا گفت من کار کن دلت را بدین مهربان یار کن
بلندتر ازین دیگر فرصت برای اظهار رقت و درد و سوز و گداز کی میسر می گردد حالانکه فردوسی فقط همان خیالات را ادا کرده است، که عاشق با معشوق خویش می نماید، ولی الفاظ و طرز ادای آن طوری است، که به قسم رجزخوانی میدان حرب پنداشته میشود، نظامی بهر مقامیکه امثال این مضامین را ادا کرده بچنان لب و لهجه آنرا ایراد نموده که دل سنگ را موم می سازد -
سعدی که بانی غزل شمرده میشود، سبب آن همین است، که وی در غزل الفاظ رقیق، نازک، پرورد و شیرین را استعمال میکند، با این همه چون در بعض مواقع که همان الفاظ عتیقه و کلمات سخت و گرفته
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
