Machine transcription
قواعد فارسی اول
۲۳
۷۱ مفعول
۳۷ - مفعول؛ اسمی است که: فعل بروی واقع شود. و
بر دو قسم است: مفعول صریح، مفعول بواسطه.
۳۸ - مفعول صریح؛ آنست که حرف اضافه بر وی داخل
نباشد و غالبا در جواب (کرا، چه را) گفته شود. مثل:
احمد را دیدم . کتاب را؛ خواندم
در این دو مثال احمد، کتاب؛ مفعول صریح اند؛
چرا که در جواب (کرا، چه را) گفته میشوند.
۳۹ - علامه مفعولیت را هست که در آخر اسم در آورند.
و از مثالهای فوق ظاهر است.
۴۰ - وقتی که علامه مفعولی؛ بضمیر (من و تو) پیوست
گردد. (نون و واو) شان حذف گردد. مثل: مرا
دید. ترا گفتم.
۴۱ - گاهی الف (او) نیز حذف گردد و این مخصوص نظم است
دل متحیر که چه داند (ورا) عقل در این کم که چه خواند (ورا)
۴۲ - از اسم عام؛ علامه مفعولی حذف گردد. مثل:
کتاب؛ میخوانم . خط؛ می نویسم
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
