Machine transcription
سیر نبویه
۵۳
من خواهی بود : ابوبکر رض گفت یا رسول الله یکی ازین دو
شتر مرا قبول فرمائی ! حضرت صلعم فرمود : قبول کردم اما بیها
بعد ازان به تعجیل تمام کار سازی ایشان کرده شد و عبدالله پسر
حضرت صدیق رض را که جوان مودب و دانا بود مقرر کردند که روز
میان قریش باشد و شب به غار کوه ثور بیاید و خبر کفار نزد
ایشان برساند ! و عامر بن فهیره را که آزاد کرده ابو بکر رض بود
گفتند که شب برای ایشان شیر برساند و عبد الله بن ارقیط
دیلی را برای راهبری باجرت گرفتند و شتران را با او سپردند
تا بعد از گذشتن سه شبانه روز شتران را بغار ثور بیارد . و
روز پنجشنبه غره ربیع اول دو ماه و چند روز پس از بیعت
سوم عقبه از راه روزنه که بر بام خانه بود بیرون رفتند و سه شب
در غار ثور بودند از آنجا روز دوشنبه روانه مدینه شدند چنانچه
بیان میشود .
مروی است که رسول الله صلعم پا برهنه بنوک پنجها می
رفت تا نشان پای بر زمین نماند پائی مبارک آن سرورص
مجروح شد که خون ازان می رفت ! چون بدر غار رسیدند
حضرت صدیق رض عرض کرد یا رسول الله ! لحظه توقف فرمائ
تا من اول در غار در آیم که اگر مکروهی و آفتی بود بمن رسد
پس صدیق درون رفت ! و رسول الله عقب وی در آمد.
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
