Machine transcription
سیر نبویہ
۳۲
وسوره (طہ) خواند و چون باینجا رسید که : وَلَا تَجْهَرْ بِالْقَوْلِ
فَإِنَّهُ يَعْلَمُ السِّرَّ وَ أَخْفَى) حضرت عمر رض گریه کرد و گفت چه
نیکو کلامی است و چه گرامی خطابیت! خباب فی الحال از
زاویۀ اختفا بیرون شد و گفت : ای عمر رض بشارت باد ترا که
دعای پیغمبر صلی الله علیه وسلم در حق تو قبول شده خواهد بود
که دوش دعا کرد : الهی اسلام را عزیز گردان ! با ابو جهل
بن هشام و یا به عمر بن خطاب حضرت عمر رض بیطاقت گشته
گفت : خداوندی که این صفت اوست سزاوار آنست
که غیر او را نه پرستند اَشْهَدُ اَنْ لَّا اِلَهَ اِلَّا اللهُ وَاَشْهَدُ
اَنَّ مُحَمَّدٌ رَّسُولُ اللهِ! آنگاه گفت پیغمبر کجاست ؟ تا نزد
او بروم گفتند : در دار ارقم بن الارقم است و خباب و سعیدرض
او را نزد آن سرور آوردند در را کوفتند یکی از اصحاب آمد از
شگاف در احتیاط کرده دید که عمر رض است شمشیر بر دوش
واپس آمد و دیگران را خبر داد ترسیدند و در را نکشادند حمزه رض
گفت یا رسول الله ! حکم کن ! که در را بکشائیند اگر وی بخیرست
مبارکش باد! و اگر بشر آمده من ضامنم که شمشیر حمایل ویرا
از و بستانم و سرش را از تن جدا کنم ! بحکم حضرت م در کشاد
شد حضرت عمر رض بیامد و سید عالم صلی الله علیه وسلم باستقبال
وی رفت! هردو بازوی او را بگرفت و بفشرد و گفت ای عمررض
تو
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
