Machine transcription
سیر نبویه
۱۱۲
ابوسفیان به مکه رسید اهل آن از غباریکه از لشکر اسلام برخاسته
بود پرسید: که این غبار از چیست؟ ابوسفیان گفت: وای بر شما محمد
صلعم بر لشکر بسیاری که غرق آهن و فولاد است رسید؛ و چنان
سواران و دلاوران اند که هیچکس طاقت و مقاومت شان را ندارد
و شروطیکه برای امان مقرر شده بود بیان نمود.
بر سخن او استهزا کردند که این چه میگوید.
حضرت صلعم لشکر را بر اهالی مکه تقسیم نمود و برای هر گروه فرمود
محاربه منمائید مگر با کسانیکه با شما مقاتله کنند. اتفاقاً عکرمه ابن ابی
جهل و صفوان ابن امیه با گروه جوانان سر راه خالد ابن ولید را گرفتند
و محاربه آغاز کردند؛ خالد را به ضرورت مقاتله نمود؛ برای رسول الله
صلعم خبر رسانیدند که خالد شمشیر کشیده داهل مکه را میکشد حضرت صلعم
یکی را فرستاد تا خالد را بگوید: (اِرْفَعْ عَنْهُمُ السَّيْفَ) یعنی شمشیر
از ایشان بر دار! آن مرد نزد خالد آمد و گفت: رسول الله صلعم
میفرماید: (ضَعْ فِيهِمُ السَّيْفَ) یعنی شمشیر در ایشان بنه!
و بکش! لہٰذا خالد هفتا و نفر را بکشت. چون رسول الله صلعم خالد را
خواست و بر او عتاب کرد که چرا خلاف حکم من کردی؟ خالد رض
گفت یا رسول الله صلعم فرستادهٔ شما آمد و گفت: حضرت صلعم
میگوید: (ضَعْ فِيهِمُ السَّيْفَ) حضرت صلعم آن مرد را خواست
فرمود: من ترا چه گفته بودم؟ او گفت: فرموده بودید: (ارْفَعْ عَنْهُمُ)
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
