Machine transcription
سیر نبویه
۱۱۱
حضورش تقدیم کردم؛ ابوسفیان را گفتم: زود ایمان آر! والا نه همین
ساعت عمر رض میآید و گردن ترا میزند پس ابو سفیان گفت: (اَشْهَدُ
اَنْ لَّا اِلَهَ اِلَّا اللهُ وَاَشْهَدُ اَنَّ مُحَمَّدً رَسُولُ اللهِ)
عباس رض گوید من گفتم: ابوسفیان مردیست که فخر جاه را دوست
میدارد اورا به مرتبه تخصیص و امتیازی بدهید! که میان اهالی مکه
سرافراز گردد؛ حضرت صلعم فرمود: کسی که در سرای ابوسفیان داخل
شد در امن باشد و کسی که سلاح خود را انداخت و دروازهٔ خانه خود را
به بست و یا در مسجد حرام داخل شد در امن باشد .
آنگاه او را اجازه مراجعت مکه داده شد اما عباس رض او را نگاه
کرد تا اساسه و کوکبهٔ لشکر اسلام را به بیند و هیبت ایشان در دلش
بنشیند پس در گذرگاه تنگ او را بر بلندی بنشاند و گروه گروه فوج
اسلام میگذشت و از عباس رض میپرسید و عباس رض تعریف می نمود!
تا که فوج خاصهٔ آن حضرت صلعم که اکابر مهاجر و اخیار انصار همه
مکمل و مسلح تکبیر گویان رسید و سرور صلعم بر ناقه قصوای خویش سوار
بود .
ابوسفیان چون لشکر اسلام را بدان عظمت و اساس دید حیران
بماند؛ و چون تمام لشکر بگذشت ؛ عباس رض ابوسفیان را گفت: زود
به مکه برو! و اهل آن را بترسان! که فکری در کار خویش بکنند و مسلمان
شوند تا خلاصی یابند والا هلاک خواهند شد.
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
