Machine transcription
٣٦٧
ساز و سرود جاری مجلس عیش بر پا است قزل ارسلان
با حترام شان ساز را فوراً بند کرد و برای تعظیم بر تخت خود
استاده شده باحترام جای نشستن داد . سخنهای
هر رقم آغاز شد در بین کلام نصیحتهای بزرگا نه هم بمیان
می آمد. قصیده مدحیه نوشته همراه داشت . قاعده بود
که شاعر قصیده را خود نمیخواند بلکه برای خواندن کلام
خود یک شخص خوشگلو همیشه همراه میداشت و این را
راوی میگویند و در وقت خواندن را وی خود شاعر
استاده تا بآخر میبود ، نظامی هم قاعده استاده شدن را
بعمل آوردن خواست لیکن قزل ارسلان قسم یاد
کرد منع فرمود ٥
چو بر پا استادم گفت بنشین به سوگندم نشاند این منزلت بین
راوی بعد از قصیده مدحیه قصه شیرین خسرو را شروع نمود سلیمان
بر شانه نظامی دست نهاده بکمال شوق میشنید و بار بار
تحسین میکرد و آفرین میخواند در آخر به نظامی گفت که جناب ؟
حصه اول شد الحمد
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
