Machine transcription
کار عالم کی بشخصی میشود هرگز تمام
آن یکی جولا نگهد داند دگر بزازی گری
با زگر شاعر نباشد هیچ نقصان نیست
در نظام عالم از روی خرد کنر نگری
آدمی چون را مونست شرط کارش کرمت
نان زکناسی خوری پزان بودر شاعری
آن شنیدستی که بعید کس نباید شیوه
تا تو نا دانسته و بی آگهی نانی خوری
در ارانی آن اگر از تو نباشد بارئی
آن زمان خوردن بود دانی چه با مد بیری
چون نداری برکسی حقی حقیقت دان که تا
هم تقاضایش گاوی هم بجای دیگری
از چه در شد بگو آخر بدین آزاد مرد
اینکه میخواهی از و یا اینکه دوستگیری
او ترا کی گفت کین گستره ما را جمع کن
تا ترا لازم شود چندان شکایت گستری
عمر خود خود میکنی ضائع از و تا دان مخواه
هم تو حاکم باش با هم زانکه بفروش خری
دشمن جان من آمد شعر چندش بسروم
ای مسلمانان فغان از دست دشمن پروری
شعر دانی چیست دور از روی تو حیض الرجال
قائلش کو خواه حیوان باش خواهی مقستری
اینکه پرسد هر زمان این کور خران گدایان
کا نوری بیا فتوحی در سخن یا سنجری
راستی به بو فراس آمد بکار شاعران
دان نه از جنس سخن بل از کمال قادری
زانکه همچون دیگران مدح وثنا هرگز نگفت
پس مربع از گویدت من دیگرم تو دیگری
مرد را باید که حکمت نیز در من گیردش
تا شفایی بوعلی خواند نه ژاژ کمتری
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
