Machine transcription
۲۲۵
به شاهنامه گیتی بیاراست است
وزان نامه نام نکو خواست است
تو هم شهری او را و هم پیشه
چو او در سخن چابک اندیشه
از ان بهرمان نامه باستان
به نظم آر خرم یکی داستان
دولت شاه اصالتاً و دیگر تذکره نویسها به تقلید او مینویسند
که فردوسی از غزنی گریخت از شهرهای مختلف گذشته در وطن
رسیده در آنجا مقیم بوده که کاسه عمرش لبریز شد اسدی را خواست
اظهار افسوس کرد که شاهنامه کمکی ناقص مانده پس از من آنرا که
تمام میکند اسدی بجواب گفت که جان استاد جای ملال
نیست این خدمت را من انجام میدهم چنانچه در یک شب چار
هزار اشعار نوشته تقدیم کرد فردوسی خیلی مسرور شده آنرا در شاهنامه
داخل کرد این اشعاری هستند که در ان تذکره حمله عربها و شکست
ایران است. لیکن در فکر ما این روایت محض فرضی و غلط است.
شاهنامه هرگز ناتمام نمانده بود و نه اسدی استاد فردوسی بوده است
له اسدی در گرشاسپنامه تذکره فردوسی را چنان نموده که از ان قطعاً ثابت میشود که فردوسی
هرگز شاگرد اسدی نبوده چنانچه شعر ذیل ملاحظه شوده
شاهنامه فردوسی نغز گوی چو از پیش گویندگان برد گوی ۳
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
