Machine transcription
٢٦٣
مثلاً یک معمار چون ارادۀ تعمیر یک خانه میکند اول در ذهنش نقشۀ آن
که امر خیالی و غیر مادی (یعنی عرض) است صورت میگیرد بعد از ان
همین عرض صورت یک خانۀ محسوس و مادی میگیرد
در فن عقائد یک شبهه ذکر میکنند که خوبی و بدیها انسان افعال اعراض بود
که فنا شدند حالا وجود یکیافتن شان محال است - در جواب این شبهه مولانای روم میفرماید
این عرضها نقل شد لون دگر حشر هر فانی بود کون دگر
وقت حشر هر عرض را صورتیست صورت هر یک عرض را نقصیتیست
تا مبدل گشت جوهر زین عرض چون ز پرهیزی که زائل شد مرض
شرح صفحه ٢٦٣) معمار هنرمند هم عرض است و نه در ان چیزی تغیر شده و نه آن گوشت و چوب و کوته و بام دیوا گشته مبدل
این قسم لازم بود که عرضی لباس عرضیت خویش را گذاشته در خلعت جوهریت می در آمد - و آن درینجا نیست - علاوه ازین در حجر
ناقص با لفظ عرض که در کلام مولانا استعمال شده مراد ازان عرض نیست که در کلام فلاسفه و متکلمین قسم و مقابل
جوهر است که این جوهر و عرض هر دو از اقسام موجود حادث اند - بلکه مطلب مولانا چنین معلوم میشود که وجود جمله کائنات
عرض (یعنی بطریقۀ عروض) است - ذاتی نیست مظهر خیر و عطای دگر است اصلی و خانه زاد نیست، حادث است
واجب نیست - اکنون این وصف عرضی مقابل وصف ذاتی می آید (و این عرضی را عرض هم میگویند) یعنی وجود دار
صاف کائنات همه از پر تو وجود و صفات خانه زاد واجب بظهور پیوسته اند پس آن همه اعراض هستند که ازان جدا هم
میشوند نه اوصاف و وجه ذاتی که گاهی جدا نمی شود - در عالم اسباب مثال وصف ذاتی و خانه زاد نور آفتاب
است که از غیر حاصل نشده و مثال وصف عرضی نور ماهتاب و ستاره ها و ذره ها وغیره است که از آفتاب عاریتاً
نور تابان خویش را حاصل کرده است
لهذا مطلب اشعار این شد که اگر در اجزای عالم غور میکنی بویدا میگردد که وجودشان عرض است که از پرتو
ذاتی (وجود واجب) مظهر یافته است وقتی بود که شی مذکور هم نبود و باز وقتی می آید که اشیأ حیثیت دور میشود
اگر چه ذکر خالی اش بر زبانها باشد - والله اعلم وعلمه اتم (انصاری)
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
