Machine transcription
١٥
آستین از نگه تر که جید آکر د که باز
سیلی آمد که بگرداب فرو شد دریا
در چمن از که مراعات ادب داری چشم
بلبلان مست و صبا بیخود گل بی پروا
عالم از پر تو حسن تو چنان تنگ فضاست
که سپندار سر اتش نتواند برخاست
من آن نیم که کنم سرکشی زتیغ جفا
چو شمع زنده بسر خویش دریدا برپا
قدسی بر تمام انواع سخن قدرت داشت، بکثرت قصائد گفت و متعد د
مثنویهای نوشته ، دیوان غزلیاتش اگرچه خرد است ولی همه انتخاب است ، یک
مطلع ملاحظه شوده
زود به کردم من بی صبر ، داغ خویش را
اول شب می کشد مفلس چراغ خویش را
بعد از قدسی قصیده را ابوطالب آملی و علی قلی سلیم ترقی دادند مگر در دور شان
در متانت و شان و شوکتش فرق پیدا شد و رنگینی و جدت استعارات تشبیهات
و مضمون آفرینی ترقی یافت چنانچه ما در حصه سوم تفصیل داده ایم
تکلف و عیش پرستی روز افزون بود شاعری از قدیم با تمدن رفاقت
دار د پس در دور آخر قصائد بدرجه غزل سقوط کرد، حتی که مردمان نکته سنج تنزل قصیده
گوئی بلکه خود شاعری را بچشم سر مشاہدہ نمودند، از هم پیش این احساس دل مشتاقان
آملی را گداز نمود که شریکان بزم ہم از خیالاتش متاثر شدند چنانچه لطف علی آذر صفت
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
