Machine transcription
۱۱۹
باسباب آزردگیش هم پی برده نمی تواند ه
پی نبردم کز چه آزر دست طبع نازکت نیستی با من چو اول اینقدر دانسته ام
۱۲- عاشق از کیفیت لطف محبوب بر رقیب آگاه شد شکایت میکند
محبوب از شکوه اش میداند که محرم رازش نمائی نموده و بر سر آن قهر میکند
عاشق این خیالش را دفع می نماید ه
لطف تو دانسته ام با غیر از محرم مرنج کو نگفت این و من از جائی گزه پسته ام
۱۳- تجربه هر قدر زیاده شده میرود همان قدر یقین بی مهری معشوق
زیاده شده میرود ه
شیوهٔ بی مهری آن ماه را با خود نفس خوب می دانستم اکنون خوبتر دانسته ام
١٤- عاشق گاه گاه بر سخنهای ناصح گوش می نهد و مردم ازین سخن
تعجب میکنند مگر برین نکته فکرشان نمیرسد که ناصح در اثنای نصیحت
اسم معشوق را گرفته میگوید که از مجنونش تائب شو- عاشق از شنیدن
اسم معشوق مست گشته ناصح را میگذارد که هر چه بخواهد بگوید ه
مقصود ما شنیدن نام تو بوده است گاهی ز ناصح از سخنی گوش کرده ام
١- عالم محویت ه
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
