Machine transcription
(۹۳)
حالا از خلاصه و نتیجه این محاوره که با وحشی دست داد -
این قدر دانستم - که در مردم این قبیلهٔ وحشیان شمالی از انسانی
و انسانیت هیچ اثری نبوده هر يك از ایشان همانا يك مفترسی است
لاجرم بر چنین حال اسف اشتعال بنی نوعم خیلی حسرت و تأسف
نمودم [ از قرق انبار ترجمه شده ] (از هر دهن سخنی)
علمی که بکار آیدت ای جان من آموز
نی شعر سرا باش و نه ربط سخن آموز * جهدی کن و از بهر وطن علم و فن آموز
از بهر لب لعل بتان چند کنی جان ؟ * رو کندن کان را ز برای وطن آموز
نی موی میائی و نه چاه ذقن کوی * علمی که بکار آیدت ای جان من آموز
در نقطهٔ موهوم دهن چند شوی محو ! * در هیچ مپیچ این سخن خوش ز من آموز
در حسرت بالای بتان چند توان زیست ! * رو صنعت بالون و ببالا شدن آموز
چوگان ز تفنگی کن و گوئی ز گلوله * نی زلف چو چوگان و نه کوی ذقن آموز
منشین ترش از حسرت لعل لب شیرین * رو کندن کوه و کمر از کوهکن آموز
کاهل مشو و بی هنر از خانه نشینی * چون ریل پی علم و هنر تاختن آموز
در لندن و پاریس پی علم و هنر شو * نی ترك خطائی و نه شوخ ختن آموز
اغیار ببین در چه خیال اند و تو غافل * ای یار تو هم عبرتی از ما و من آموز
ای دل طرب اندوز سخنهای بلندت * مستغنی ازین گونه سخنها بمن آموز
(مستغنی)
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
![Scanned page 94 of [Muntakhabāt-i adabī barā-yi ṣinf-i avval-i makātib-i rushdīyah]](https://storage.googleapis.com/adl-page-images/adl0923/00094.jpg)