Machine transcription
(٥٦)
بزغاله وگرك
گویند در دهی رفت بزغاله بامی در طرف بام میکرد چون غافلان خرامی
طباخ آرزویش اندر تنور سینه در دیگ فکر می پخت هر دم خیال خامی
ناگاه دید در دشت پوینده ماده گرگی از مکر بسته شستی و زحیله کرده دامی
بزغاله را دران بام از دور دید و شد پیش خود با تواضع بر روی او سلامی
گفتاش من وتو خویشیم منگر بحال خویشان تا از شراب مهرت مشكين كنم مشامی
در خلوتی که آنجا نبود بجز من وتو باید نشست و با هم زد محرمانه جامی
وانگاه گوش خود را بکشای و باش خامش تا عرضه دارم از دوست در حضرتت پیامی
بزغاله گفت خویشی بی سابقت نباشد من در قبیله خویش نشنیدم از تو نامی
از ناشناس باید کردن حذر به تحقیق برنص هر کتابی بر قول هر امامی
بعد از وفات با با این بنده را نمانده است نه غمخوری نه خویشی نه خواهری نامامی
گرگ از سماع این حرف دندان فشرد و گفتا زین سخت تر بگیتی نشنیده ام کلامی
رو شکر کن که چون من بی خانمان نگشتی واندر پناه صاحب داری سرای و بامی
بزغاله و در بام آسوده میزنی گام غافل زکید ایام صبحی بری بشامی
زین بام اگر پریدی واندر چمن چریدی از دست من چشیدی حلوای انتقامی
این کبر و ناز و سودا بگذار اشتی بیکجا
کز بوزنم رسلی اندر سیرت لجامي
( اديب الممالك - ارمغان )
اديب الممالك أرمع)
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
![Scanned page 57 of [Muntakhabāt-i adabī barā-yi ṣinf-i avval-i makātib-i rushdīyah]](https://storage.googleapis.com/adl-page-images/adl0923/00057.jpg)