Machine transcription
۸۱
و خود بر بلندی رفته خفته بود چون فصل بهار بود بر کوه بارانی
عظیم آمد و سیلی سخت جاری شده در رود افتاد و جمله
گوسفندان را ببرد و هلاک کرد. بیت
گفتی آن آب قطره قطره همه جمع شد ناگه و ببرد رمه
پس تا توانی از خیانت اندیشه کن و درستی وامانت
پیشه گیر هرگه یکبار خائن گشت کسی بروی اعتماد نکند.
حکمت
از گفتار بیهوده اندیشه کن و جز بضرورت خاموشی پیشه
بزرگان گفته اند.
تا مرد سخن نگفته باشد عیب و هنرش نهفته باشد
بسی هست که دیگری را در نظر عیب نماید هرولی را ہوائی است
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
