Machine transcription
۸۰
حکایت
آورده اند که بازرگانی گوسفند فراوان داشت واورا
شبانی بود امین و درستکار و پارسا و پرهیزگار هر روز
شیر گوسفندان را چندانکه بود حاصل کردی و بنزد خواجه خود
بردی بازرگان که مردی لئیم و ممسک بود از غایت
آزنم چندان آب در شیر کردی و شبانرا دادی و
گفتی برو بفروش شبان پیوسته خواجه خود را ملامت
میکرد و موعظت مینمود که ایخواجه این کار مکن با مسلمانان
خیانت مورز که عاقبت مردم خائن نامحمود باشد بازرگان
بسخن شبان التفاتی نمیکرد و همچنان بکار خود اشتغال
داشت ماشبی با تفاق شبان گوسفندان را در رودی برد
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
