Machine transcription
۲۷
هنوز چند قدمی پیش نرفته بود که حیوان بیچاره را طاقت
رفتن نماند چنان بر زمین افتاد که برخاستن نتوانست
شنیدم که باغبان نادان خود را ملامت میکرد و میگفت
حالا در یافتم که هرگز مردمان و حیوانات را نباید بار و
کار فوق الطاقة تحمیل نمود .
+ هرمز +
هرمز را گفتند از وزیران پدر چه خطا دیدی که همه را
بند فرمودی گفت خطائی معلوم نکردم که موجب حبس باشد
ولیکن دیدم که مهابت من در دل ایشان بیکران است
و بر عهد من اعتماد کلی ندارند ترسیدم که از بیم گزند خویش
قصد من کنند .. قولا حكماء را بکار بستم که گفته اند قطعه
حاشیه : بند برادرست کردن متداول حال اکابر است خبر ندارد گفته اند غلط
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
