Machine transcription
۲۶
باغبان
باغبانی برای فروختن بقولات خواست بشهر مجاور
رود خر خود را آورده چنان بار سنگینی بروی نهاد که در زیر آن
گوش و پای حیوان بیچاره نمایان نبود در راه
عبورش به بیدستانی افتاد چند دستۀ ترکۀ بید
بر روی بار نهاد و با خود گفت این سرباری اندک
چندان تفاوتی نکند و الاغ را صدمه نزند قدری که
راه برفت آفتاب بلند گردید و هوا بغایت گرم شد
لباسهای خود را کنده بر روی بار نهاد و گفت
این لباسها که من با دو انگشت بلند میکنم هرگز الاغ را
گرانبار نسازد بلکه سنگینی آن را احساس نخواهد کرد
خطابۀ شتر بمرغخانگی [؟]
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
