Machine transcription
۱۷۲
لطیفه
شبی در خانه ظریفی را دزدی کردند. علی الصباح
که ظریف برخاست دروازۀ خودش را ندید.
دوان دوان رفت و دروازۀ مسجد را کنده بخانه آورد
مردم گفتند این چه کار ناروائی است که کردی؟
ظریف گفت صاحب این خانه دزد مرا می شناسد
او را بمن بسپارد که دروازۀ خانۀ خود را بگیرم
من هم دروازۀ خانه اش را رد می نمایم .
لطیفه
جمعی از شعراء بحضور پادشاهی رفتند پسری نیز
با ایشان بود هر کدام قصیدۀ در مدح حضرت شاه سروده
حدود الميرين بصفحه نوب (۲۳ مجره)
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
