Machine transcription
۹۷
حکایت
شنیدم بکسری کسی مژده برد که خرم نشین کبت فلان خصم مرد
چنین گفت آنشاه فرخندهبخت که ما نیز باید ببندیم رخت
مرا چون همین راه باشد بپیش نخندم بکس بلکه گریم بخویش
چو بنیاد ایجاد ما بر فناست بمرگ کسی شادمانی خطاست
بلی هر که افتاد روشن روان نگردد بمرگ کسی شادمان
حکایت
چو دارا بتخت کیی بر نشست کمر در میان بست بگشاد دست
چنین گفت با موبدان و روان بزرگان و بیدار دل بخردان
که گیتی بچشم عدل و بداد مرا تاج یزدان بسر بر نهاد
شگفتی تر از کار من در جهان نبینند کسی آشکار و نهان
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
