BrowseTārīkh-i futūḥāt-i Islāmīyah → page 88

Page 88

Tārīkh-i futūḥāt-i Islāmīyah · pages 1–581


Page image — the source of record

Scanned page 88 of Tārīkh-i futūḥāt-i Islāmīyah

Machine transcription

(۷۹) که در مدین کسری بود و بسوی عامل او در مصر و بطرف عمرو ابن العاص که در اسکندریه سکنی داشت باینمضمون مکاتیبی فرستاد که با من منع شما آنی نباشد که هر وقت اراده آمدن امروز شما داشته باشم شتر خود اسوار شده آمده بتوانم، لہذا سعد از مداین کسری بکوفه و صاحب مصر از مکان خود به خود بصره و عشر از اسکندریه به قسطاط نقل مکان نمودند پیش از انکه عمر و از مصر اراده اسکندریه نماید در مصر سراپرده دهشت در منزل نهاده بود یکه مجاهدین غیور اسلامی بقصد اسکندریه نمودند عمرواً مر نمود آن سراپرده اش را بردارند در ان حین ملاحظه نمودند که کبوتری در آنجا آشیانه ساخته و چوچه نموده عمر و فرمودند که با پناه آورده تا که آن چوچها پر واز در انجاموزند سراپرده بر قرار باشد و بر صاحب آن منزل نیز تا کید کرد که روانیست لانه که ترند مظلوم بزحمت برپا ساخته و میوکا قلب خود را که بخون دل پروریده نابود سازیم و بعد از ان بجانب اسکندریه سوق عسکر نمودند چون از اسکندریه بازگشتند اصحاب بلقبه بمانزل نامبرده آمدن موضع قسطاط در موضع وضع شده بود که امروز بله مصر مشهور است عمر و عظیمی در مقابل سرا پرده خود بر پاساخت که اکنون در آنجا محرب منبر است و منزلی برای عمر رضی الله عنه تعمیر نموده مکتوبی بحضرت عمر رضی الله عنه فرستاد انحضرت بجوابش نوشتند که من بیعربیجان نمیباشم در مصرخانه حاجت ندارم امر نمواکه آنرا بازار برای مسلمانان بسازند روایت ست که خارجه لپسر حذافه قصر بلندی نمامود این خبر به حضرت عمر رضی الله عنه رسید و عمر وبن العاص خبر فرستادند که میشنوم خارجه لپسر حذافه قصری بلندی انشا نموده که همسایه گان از ان تضرر دیده میشود بمجرد رسیدن نامه ام باید که آن را ویران سازی عمر و پسرانه قرآت مکتوب حضرت عمر رضی الله عنه در تخریب آن اهمال نورزید. روزی ملک مقوقش از عمرو استدعا نمود که دامنه کوه مقطم را بعوض هفتاد هزار اشرفی بفروش عمرو ازین خواهش مقوقش تعجب نموده قضیه را برای امیر المؤمنین عمر رضی الله عنه نوشت عمر رضی الله عنهما بجانب عمر و جواب فرستاد که به مقوقش بگوئی در انموضع نه کشتے زرع میشود دست چشمه ساریست که استفاده شود برای چه انمبلغ کثیر را بیها آن می دهی. ملک مقوقش جوابدان که در کتابها خود دیده ایم که در مجاور خند زار بهشت است در روایتی مگر گفته در کتب ان مرقوم است در یمن این کوه و شمار ول شما اشجار جنت می دمد عمر و مکتوبی که مشعر بر حالات مقوقش بود بحضرت عمر رضی الله عنه فرستاد حضرت عمر رضی الله عنه تصدیق نمود قول مقوقش را و فرمودند که با یقین میکنیم درختان بهشت را مگرا برای مسلمانان در آنجا مقبور گردیده اند و اندر این قیمتی بفروشی و مقبره مسلمانان بسازی اولین امروز غزه شرقا با باد آباد

Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.


Cite this page
Tārīkh-i futūḥāt-i Islāmīyah, page 88. Afghanistan Digital Library, New York University Libraries. Machine-transcribed text: Afghan Press Archive, https://afghanpress.org/book/adl0900/88 (accessed [date]).
Permalink
https://afghanpress.org/book/adl0900/88
Machine-readable
JSON · IIIF manifest · Canvas
Source
Afghanistan Digital Library record