Machine transcription
فتوحات اسلامی
(۴۸۱)
در احوالات سیدنا حضرت صلاح الدین رحمة الله علیه
و در آنسر جنگ سلطان صلاح الدین دو صد و سی نفر را از اعیان فرنگ که داخل سور
شهر بودند بقتل رسانید و پادشاه را ببندی کرده جانبی دمشق فرستاد و خود سلطان
بطرف بلده عکا رفته آن را محاصره نمود اهل آن بوفغان آمده امان خواستند ایشان را
بر نفس ها و اموال شان امان داد و مخیر گردانید میان رفتن و اقامت کردن چون
از مسلمانان خوف داشتند رفتن را بر ماندن اختیار کردند و متفرق شدند و هر چیزی
امکان بردن داشت همراه خود بردند و باقی را گذاشتند و داخل شدند مسلمانان شهر
عکا را روز جمعه اول ماه جمادی الاول سنه هجصد و هشتاد و سه بعد ازین
فتوحات پی در پی واقع شد بعد از فتح طبریه و عکا و آن با دو فتح بزرگ بودند
و در حقیقت جان دو اول فتوحات بود و انچه پیش از آنها بود محض غارت
کردن اطراف و غزوات و سریه های کوچک بود سبب تاخیر فتوحات الی سنه مذ
با وجودیکه سلطان نور الدین در سنه ۵۶۹ وفات نمود و مملکت و بعد از ان بتصرف
سلطان صلاح الدین آمد اینکه بسیاری از عمال و کارکنان سلطان نور الدین که زیر
حکم ایشان بسیاری از مملکت بود از اطاعت سلطان صلاح الدین سرباز زدند
و حکم او را قبول نکردند میان سلطان و ایشان محاربات بسیار واقع شد
که از ذکر آن کلام بطول می انجامد تا درین سالها که همه شان تحت اطاعت او
داخل شدند و کار مملکت براه او صافی و متعین شد و پیش ازین بان برای او
فرصت نبود که بمقابله فرنگیان برسد درین سنه برای او فرصت کلی حاصل شد
و بکمال توجه متوجه فتوحات شد هر گاه فرنگیان از عکا کوچیدند مسلمانان داخل
شهر شدند آنچه باقی بود از اسباب که فرنگیان طاقت بردن نداشتند
مسلمانان غنیمت کردند و از بسیاری آن عاجز می آمد شمارندگان پس آنها دیدند
از جواهرات و تفنگ ها و اسلحه و متاعهای بسیار زیرا که تاجران فرنگیان
و رومیان بنا به مقصد تجارتی درین جا فراهم آورده خزانه کرده بودند
جهة کساد و ناتوانی نقل دادن خودشان در کرونه اموال مذکور بطریق غنیمت
کاملا به تصرف مسلمانان آمد و خود سلطان صلاح الدین بر عکا چند روز اقامت
نمود جهت اصلاح مصالح مقرر نمودن قاعده آن شهر بعد ازان امراء کاکو جیه و
عساکر خود را متفرق نمود بسوی قیصاریه، و ناصریه، وحیفاء و صفوریه
و شقیف، د الفوله و غیرها از شهر های که نزدیک عکا بود ند پس تمامی
آن بلاد را غارت کردند و اسیر نمودند مردان و زنان و اطفال شان را
(حاشیه)
چهارم در عکا مسلسل قرار نمیگیرند
و نمیمانند مدینه نیست که
بمانند بلک بسبب قرار میگیرند
در آنجا کانه طوری بسته میشوند بانجای
زبان عرب عکو او را مینامند
مصلحت
شهر بندران دارابی عماد
مشهور بود
بهمین نام در آنجا کلانم
مشکها در غضب میآوردند در انجاب
صارت کلینه یهم
معیوب و لنگ
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
