BrowseTārīkh-i futūḥāt-i Islāmīyah → page 386

Page 386

Tārīkh-i futūḥāt-i Islāmīyah · pages 1–581


Page image — the source of record

Scanned page 386 of Tārīkh-i futūḥāt-i Islāmīyah

Machine transcription

فتوحات اسلامی (٣٧٧) غزوات اندلس از سلطانها گذشته انقدر جمع نموده بودند گفته است ابن حزم عدد فهرست کتابش چهل و چهار بود که هر یک مشتمل بر بیست ورقه و کتب که از باقی علوم بود لا تعد و لا تحصی بود بعلمای عصر خود فرمودند که عدد کتب او چهار لک مجلد بود و در اکثر کتب دستخط و حاشیه او بود معلوم میشد که همگی از نظر و مطالعه او گذشته و چون ابوالفرج صفهانی کتاب آغانی را تالیف نمود فرستاد یک نسخه را ببر حکم جایزه فرستاد حکم برای او هزار دنیار را حکم خلافت را در سنه سیصد و شصت و شش قبول نمود و مدتی ماره او شانزده سال گردید رحمهم الله علیه بعد از ان پسر او هشام موید خلیفه شد زمانیکه هشام نه ساله بود و حکم اورا ولیعهد خود گردانیده محمد بن ابی عامر را که ملقب است به منصور معافری و معافری بطنی است از حمیر و خدمت میکرد ام هشام را او لازم حکم آنرا ترقی داد تا اینکه بمنصب قضا رسیدند و آثار که بنجابت او ظاهر شد ترقی نمود تا انکه وزیر گوکوة شد پس از ان برای خود آن را وزیر الوزرا ساخته بود و وزیر مذکور تدبیر سلطنت را می نمود و دارای صفات حمیده بود در اول خلافت هشام رومیان بسوی اهل سلام حرکت کردند تجهیز کردند حصه بشان لشکرهای بسیار تا اینکه نصرت داد خدا تعالی اهل اسلام را بر ایشان چون این سیر احسان و کرم او جمیع مسلمانان را شامل شد حب او در دل مسلمانان جای گرفت آوازه او بخوبی بلند شد و بلند گردانید مرتب علما را و جمع نمود مبتدعین او عطایا را توسعه داد برای عساکر مسلمانان و این وزیر صاحب عقل و رای و شجاعت و کرم و بصیرت بحروب و متدین و عالم متقن بود و هلاک کرد متغلبین و سرکشان و مستقل بود در کارهای سلطنت تا اینکه نام کسی از اولاد خلفا برده نمی شد و خلیفه محجور بود این حالت بیست و هفت سال استمرار یافت و در هر سال دو غزا میکرد یکی در زمستان و یکی در تابستان - در نفح الطیب گفته که منصور بن ابی عامر واقع شد بلاد اهل شرک و طغیان را و خوار کرد ایشان را انقدر که هیچ کس نکرده بود ذکر غزوه از غزوات محمد بن ابی عامر اعنی منصور الوزیر سبب غزوه این بود که بعضی از رسولان وزیر منصور بسوی فرسید ملک شکن ان شانجه رفته ملک بسیار اعزاز و اکرام کرد این رسولرا و مدت مدید رسول سیاحت میکرد در شهر روز به نزهت گاهی میرفت تا اینکه روزی در کنیسه کلان شهر انجا میگذشت و تفرج میکرد ناگاه ملاقی شد بزنی پیر مسلمانی را چون سخن گفت این رسول را شناخت و گریه کرد و گفت چگونه خوش میگذرد منصور را خوابیدن در بستر راحت و من سالها در ادار الکفر ماسور باشم در این رسولرا قسم داد که بدردقت

Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.


Cite this page
Tārīkh-i futūḥāt-i Islāmīyah, page 386. Afghanistan Digital Library, New York University Libraries. Machine-transcribed text: Afghan Press Archive, https://afghanpress.org/book/adl0900/386 (accessed [date]).
Permalink
https://afghanpress.org/book/adl0900/386
Machine-readable
JSON · IIIF manifest · Canvas
Source
Afghanistan Digital Library record