BrowseTārīkh-i futūḥāt-i Islāmīyah → page 369

Page 369

Tārīkh-i futūḥāt-i Islāmīyah · pages 1–581


Page image — the source of record

Scanned page 369 of Tārīkh-i futūḥāt-i Islāmīyah

Machine transcription

فتوحات اسلامی ( ۳۶۰ ) خروج پاشا روم بمحافظه بالا رفته گریه کنان بتضرع دست دعارا برداشته از درگاه احدیت فتح و نصرت را مسئلت نمود و مسلمانان نیز بجوش و خروش آمده انگر به او بگریه آمده در دعا موافقت نمودند بعد سلطان لشکری را بآواز بلند مخاطب کرده گفت که هر کدام از شمایان اراده برگشتن دارد ارید بگردید من امروز خود را سلطان شمایان نمیدانم بلکه مرا یکی از خود دانید و از من بیم ندارید و کمان و تیر را از دست انداخته شمشیر و گرز آهنین را گرفته دم اسپ را بدست خود گره کرده جامه ها سفید حوشه را پوشیده و باسپ خود سوار شده روی بمخالفان آورده گفت که اگر کشته شوم همین ثیاب کفن من باشد چون لشکریان این جلال را از سلطان مشاهده کردند با او موافقت کرده بجانب کفار صف کشیدند هرگاه سلطان بصف قتال نزدیک رسید از اسپ فرود آمده روی برخاک نهاده بتضرع وزاری نصرت را از درگاه ربوبیت مسئلت نموده بالشکرحود بجانب کفار حمله آور شد درین زمان غباری کثیف برخواسته دشمنان را محیط ساخته حامیان راه دین شمشیر کفرین از نیام کشید جمعی کثیر وجما غفیر را بقتل آورده حقیقتا نصرت خود را بر مسلمان نازل نموده چنان کشتند که زمین از نعش های کشته تا پرگردید صفوف لشکریم بر هم شده راه انهزام را پیش گرفتند و امیرشان اسیر گردید غلام از غلامان که سابق مولی او آن را بنظام الملک وزیر بخشیده بود و وزیر او را از جته حقارت قبول نکرده بود هرچند مولی آن ستایش کرد نظام الملک بطریق استبعاد گفت بلی سلطان روم را اسیر خواهد آدرد چنان شد که گفته بود آن غلام ویر اسیر کرد بخدمت مولی خود آورده مولی سلطان را از قضیه خبر کرد سلطان امر باحضار آن نموده مولی قیصر را با نهایت مذلت تمام به نزد پادشاه اسلام رسانید سلطان بدست خود او را سه لطمه زده زبان بتوبیخ و سرزنش کشوده و گفت من با تو عزم صلح را داشتم چرا ابا نمودی قیصر بخدمت سلطان عرض نمود گفت سرزنش را بگذار بکن انچه میخواهی سلطان قیصر را مخاطب کرده گفت که اگر فرضا من بدست تو اسیر میشدم همراه من چه میکردی جواب داد که با تو بدی میکردم انچه از دست من میشد تقصیر نمی نمودم سلطان گفت حال گمان تو چیست که من با تو چه خواهم کرد قیصر جواب گفت که سلطان نسبت بمن یکی از سه کار اقدام خواهد نمود اول کشتن دوم تشهیر ساختن در بلاد سوم اگر چه بعید می نماید رقم عفو بر جرائم جرایم کشیدن و نگرفتن مال اکتفا و نمودن و مرا نایب خود ساختن سلطان گفت که غیر ازین دیگر اراده نداشتم بعد سلطان همراه او پنجاه ساله معاهده کرده بشروط معینه

Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.


Cite this page
Tārīkh-i futūḥāt-i Islāmīyah, page 369. Afghanistan Digital Library, New York University Libraries. Machine-transcribed text: Afghan Press Archive, https://afghanpress.org/book/adl0900/369 (accessed [date]).
Permalink
https://afghanpress.org/book/adl0900/369
Machine-readable
JSON · IIIF manifest · Canvas
Source
Afghanistan Digital Library record