Machine transcription
فتوحات اسلامی (۳۰۷) ذکر حرکت مرزبان باوشاد بلم بطرفین
مگر عاقلان که مآل کار را اندیشیده خود را نگہداشت میکردند اہل شهر امان خواسته روسیها داخل شهر شدند در
گوشه شهر منادی شان ندا کرد که ای اهل شهر تاسه روز مهلت شماست که از شهر بیرون شوید بعد از سه روز هرگاه
یکی از شمارا در شهر یافتم جزای ان گشتن است پس بعضی که توانائی آمدن داشتند بدانج و اکثریه بیرون رفته
نتوانستند روسیان ظالم شمشیر مرج را در ایشان نهاده اکثر شانرا شهید بسیدادان ملعونان بد دیدند تقرسا
ده هزارکس از ایشان سیر شده ندمعظم مظلومانرا در مسجد جامع شهر جمع نموده خطاب کرد که انفسهای جمع را
بخرید والا تاما شمارا قتل کنیم شخصی از ان جمله خلاصی ساپنی شد و سعی نمود که بر یک بیست سهم فدائی دو باید د حوال نمودم
مگر عاقلان آن حین و سهبا دیدند که ارجما با نار فایده نیست در از نانسته زنان مسلما را اختیار نمودها مانرا غلام
و کنیز کردند و اموال شانرا بغارت بردند انا لله وانا الیه راجعون .
قصه حرکت کردن زبان بن محمد مسافر با و شاد بلم بطرف مسبه
چون در سنجر من مسلمانان بدل به ده افعال وحشیانه ما شانست را چنانچه فکر نمود هم اجرا نمودند مسلمانان اطراف
استواره تا کو ارآمد پنبه هم نمودند مر زبان بن محمدبن مسافر در مازا جمع نمود عده عسکری او بالغ برسی هزار شد با ایشان برآمد
بطرف روسها حرکت کرد و شروع بمقاتل نمود روسیها بروی بشدت الا متناع نمودند بعضی اور نوارا برای محاربه کند کرد
ما میکه تو فیق الهی گشته یاده امیر شائزا کفت با قیماند بطلف حس بجر که میکشد مرزبان نهارامحاصره نمود نا اینکه آنچه
قدرت داشت از اموال باخود برداشته شبه فرامودند حقیتعالی شهر بردعه را از وجود پلیت شان اک کردانید دیرین
سال روسیها را ش ع بین انغلکی نمود و بودند در روزیکه جوردادند اعراب تمیم با ایشان مخابریه نمود مغلوبشده شهر را
واگذاشتند فالوجهره علی الک در سنته سصد و سی و سته نقلی المد بن سگنی بن نگی بن مقنند که بسال چهار
ماه مکث نمود خلع شد در سنه سصد و سی چهار مطیع الله بن مقتدر بن معتضد بیعت کرده شد درحینکه سردا ر ا خلاط
تغلبی که دو بودند بنو بونب شان بلوکه فارس میرسد چون به بلا د دلمسیار بسیار بدریافتند کسے دابوتو
ایشانرا دفعی تر میکنند انها از حد بغداد غلصا بودند چون امسر شار رحلت کرده غلما ثعلبی نمیز تا شکر
تغلب ملک کا لابیست سان او غلمانر ابع ازاسر و حله سکره بود این قرو تصرف نمو و قصه شاه علی تاریخ
مذکور است خلاصه اینکه درسنته سه صد و سی چهار مزالدو له بن سویه با لشکری ار ان اغل بغداد شد خلیفه سنگنی نزل
و مطیع الد را عوض ان منصوب کرد امید ابتدا اقلیورسنه سه صد و بیست دوم خوار د اندک اندک مالما کبار تغلب
میشوند تا در سنسه سصد و سی چهار در بعد اد تغلب کردند حلب با بطریق تغلب تاسن چهار صد و سی بشت سالیمنام
در موجفت ولسنلج قیام گیرند و خلفا بنوب تغلب کردند بر معتند روی در سنه سه صد و سی اینج امر خدا ر ا سانها
حیرت من مسلمانان در میان سمر نے علی امیر مرزا د طرف سیف الدولہ بن حمد ون علی طلب و حمس واقع کرد
عدد اسیران و هزار و چهارصد و هشتاد نفر زن و مرد که از روسیان نسبت بمسلمانان دوصد و سی اسیر زیادتر
بود با بسیارنیشان سیعف الدوله داد و اسیران مسلمانان را رہائی داد از همین تاریخ اوصاف شجرش
سیف الدوله بن حمدان والی حلب و حمص بود در سنه سه صد و سی در هفت
سیف الدوله به بلا در وم بغزارفت و بسیار بجر را ملاقات کرده مقاتله کردند سیف الدوله بست
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
