Machine transcription
فتوحات اسلام
(۳۰۶)
شدن مانع شدند تا اینکه در سنه سه صد و سی نه مرد و عمر او پنجاه سه سال بود بعد از انکه خلع کردند قاهر بر او
کردند همراه راضی بالله بیست دو روز در همین سال دمستق نصرانی بسوی سمیاط همراه پنجاه هزار لشکر رفته
در بلطیبه فرود آمده محاصره کرد مدتی درازی تا انکه ہلاک شدند و مستق و خیمه را بر پا کرد در یکی -
صلیب را نصب کرد و نوشت که هر کسی که اراده دارد نصرانیت را برود بسوی خیمه صلیب
با اموال و مال او عفو داده شود و هر که اراده داشته باشد اسلام را جمع شود بسوی خیمه دیگر در اسی امان
داده میشود بیشتر مسلمانها بسوی خیمه صلیب آیدند جهت طمع اولاد و اموال خود و همره شش سرهنگ
رفت که بر ساند ایشانرا بجایشان پس از ان فتح کردند رو میان شهر سمیناط را و بسیار فساد کردند
در ان در تخریب عمران کردند کارهای شنیعه را و متصرف شدند اکثر شهرها را و فتح کردند شهر جنوه
را و گذشتند شهر سردانیه فساد کردند با اهل آن بعد گذشتند به قرقنیا از کناره شام و سوختند
کشتیهای آنها را و آمدند در سنه بیست ششم اجراء فدیه شد میان مسلمانها و نصاری در شمع ام
اسیران مسلمانان ششهار سه صد نفر از مرد و زن در سنه سه صد و بیست نه رضی الله فوت گردید
همراه برادرا و متقی بن مقتدر بیعت کردند در سنه سه صد و سی و میان به نزدیک حلب بسوء غات
کردند و نزده هزار کس را اسیر نمودند در همین سال غزا کرد شمال از ناحیه طرسوس بسوی شهرهای روم از دمیان
بسیار را کشت اسیر کرد دارنسره تنکان ایشان نیز بسیار را اسیر نموده سالم پس آمد در سنه سه صد و سی و
یک ملک روم بسوی متقی باالله پیغام فرستاد که در کنیسه الریم در دیار بیه ده است که حضرت مسیح بدان بیمار
روی مبارک خود را خشک نموده و عکس صورت مبارک او در ان دیمال افتاده و باقی مانده بنزد شما اگر آن
رویال را با تسلیم کنید اسیرهای شما را در میکنیم متقی بالله علما را حاضر نموده از ایشان استفتانمود علما
اختلاف نمودند بعضی رای دادند بتسلیم کردن رویال و خلاصی اسیر انرا و بعضی گفتند که این ویمال سالها
بدست مسلمانان بوده و هیچ پادشاه از قطان روم طلب کردند انرا و الحالم اگر ما تسلیم کنیم در آن
ظاهر میشود ضعف مسلمانها و علی بن عیسی در یکفت که خلاصی مسلمانان بهتر است از نگاه داشتن آن دیمال دید
امر کرد خلیفه به تسلیم کردن ان بسوی رسول ملک روم و روان کرد اسان را به پیس آوردن اسیران برد
ملک روم اسیران رها شده بازگشتند.
قصه پرون شدنی روسیه بسوی شهرهای اسلام
در سنه سه صدو سی و دو طایفه از روسیه بسوی نواحی آذربجان بکشتی با سوار از بحر خزر بخلافیت که شتر شهر بردعه
که از اقصی اذربجان است از کشتی با سوار ابی یک اذربجان با جماعتی از دیلم با تخینا زیاده از پنجهزار نفر مقابله
روسیه برآمده ساعتی نگذشت که مسلمانان مغلوب گشتند کردید ند بجہنہ بسیف گرفتند طرف شهر رفته در انجا
تحصت نارا نموده چون مسلمانان طاقت و مقاومت نداشتند هر کدام که مال سواری داشت بهار شده شهر را ترکی
داده کر پخته مجاهدین اسلامی از هر طرف انجا ایشان آمده رو سیها با نها مقابله نمو د ندا سه مال شهر برون کردیدند و ام
لشکره نیز دو و بر آنها اواز ها میکر دند ر سیچند رو سیار انهار ا منع میکرد ند منع نمیشدند تارد و تبازه و خورد میشونه
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
