Machine transcription
فتوحات اسلامی
(۲۸۸)
زنگیان
مقاتله همراه پادشاه
خلع گردید بحد ثبته شد و به خلیفه معتمد علیه الله پسر متوکل بیعت کردند و در سند دویست
پنجاه و نه لشکرهای روم خروج کرده به سمسیا ط نزول کردند بعد به ملطیه نازل
گردیده بهمراه اهالی آن مقاتله کردند رومیان شکست خوردند و یک سر هنگ شان
کشته گردید و در همین سنه سریه مسلمانان افریقا بطرف سرقوسه روانه گردید
اهالی آنجا مصالحه نمودند بشرط اینکه اسیران مسلمانان را رها نمایند و آنها سه صد و شصت
اسیر بودند چون آن ها را رها کردند از بالای شان واپس گشتند.
ذکر مقاتله به همراه پادشاه زنگیان
ابتدا ظهور پادشاه زنگیان در سنه دوصد و پنجاه و پنج بود و مقاتله آنها همراه کفار
ذکر گردید سبب انیکه اگرچه ادعای مسلمانی داشت لکن معامله وی با اهل سلام از معاملت
کفر قبیح تر و شنیع تر گردید چنانچه دانسته خواهد شد و قصه آن در تواریخ بسیط
تمام ذکر یافته است خلاصه انیکه مردی از قبیله بنی عبد القیس بنام علی بن محمد بن عبد الرحیم
در شهر من رابی در اصل از مملکت ری متصل بکناره مملکت خلیفه منتصر پسر
متوکل بود باشعار خود مدح شان میگفت و از بخشایش شان صله ها میگرفت بعد
این شخص از سر من رای در سنه دوصد و چهل و نه بطرف بحرین آمده نسبت نفسه خود را
بسیوط ادعا نموده گاه میگفت من علی پسر محمد پسر احمد پسر عیسی پسر زید پسر علی پسر
حسین پسر علی بن ابی طالب رضی الله عنهم میباشم و گاه میگفت از اولاد حسن بن محمد بن اسم
بن العباس ابن علی بن ابی طالب رضی الله عنهم میباشم و بموضع هجر مردمان را بعیت
خود میخواند جماعت بسیاری از قوم او و از غیره متابعت وی نمودند و دیگران بر خلاف
وی شدند میان این دو طایفه تعصب قتال جاری شد جماعتی کشته گردید بیشتر اهل بحرین
وی را مجمع ضمیر قرار میدادند و خراج شان را جمع کرده حکم خود در ایشان جاری کرد
و بالشکر سلطان بسبب وی مقاتله کردند جمعی از آنها قایم ماندند و جمعی از وی فرار کردند
بدین سبب بطرف احسار رفت و جمعی از اهالی بحرین با وی مصاحبت کرد بعد بطرف
بادیه انتقال نمود و میگفت درین روزها به بادیه علامات امامت من بردمان ظاهر گردیده
بعض از ان علامتها این بود که چند سوره از کلام هدا بشریف تلقین شدم که در یکساعت
زبان من بدان سوره ها جاری گردید و بیکدفعه حفظ نمودم سوره سبحان و سوره کهف
وسوره ص را و یکی از ان علامت ها چنین بود که در موضعی تفکر رفتم و قصد کردم شهر ها
سبز گردید و در انجا ابر مر سایه نمود و خطاب شدم که برو به شهر بصره و دیگر سخن ها خرافات
میگفت و در کتاب تاریخ الخلفا تصنیف مولانا جلال الدین سیوطی آورده است
[margin]
سر من رای قریه
در عراق فارس جنوبی
سامره را گویند
شهر بین در بحرین داری
گیاه طور طور ابود اور بن ابی سعید
نامردی مو را با بک است
بیابان
[/margin]
که ادعا
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
