Machine transcription
فتوحات اسلامی (٢٥٥) ذکر غزوہ کش
اگر من نبودی هرگز بشهرت نمی آمد و سلطنت این نوعی بپراکنده ای دور بود و دیگری میگفت که بارنی او اورا
سخت و نه تقلا و تدبیر او پس باعث شده این سخنان او را باینکه گفت شعر لا يلمن فيمن علينا
نابل لولا ماسلك الامام الداخال سبعين وجهى فى الهند وا لقنا ومقادر بلغت
ومجال حامل ان المدلول مع الزمان كواكب نجو طالعتيا ونجم أفل الحزين كل العريان
ان تفعا وا اروم بابن الد به عاقل ونقول توم سعد لا عقله جراستيانة
ما حواها العاقل اني امني قد حويا صدعكم بالغوب رغما والسعود نبايل ماذا
من نسل امام تا تم فالملا بسلم ثابت متواصل و پادشاهی او تا مدت سی سه
سال و چهار ماه استمرار یافت و در سال یکصد و هفتاد و وفات یافت و عمر وی پانجا
و نه سال بود و بعد از وی پادشاهی با دلادتش قرار گرفت تا آخر قرن رابع د مغرب
غزوات او و فتوحات اولادش از ذکر خواهیم کرد در اکون بر سر اصل سخن رویم و فتوحات
بنی عباس را ذکر نمائیم در سال یکصد و چهل خالد بن ابراهیم ذهلی که عامل خرسان بود و فایده
و عبدالجبار بن عبدالرحمن از دی بجا او عامل خرسان شد و بعد از ان از وی عشان و خیانت
بظهور آمد و خلع بیعت منصور را خواست پسر سال یکصد و چهل و یکم منصور خلیفه میدی
پسر خود را که پانزده ساله بود مصحوب لشکری بر سرش فرستاد و مهدی عبدالجبار را
اسیر گردانیده بمنصور فرستاد منصور او را مقتول کرد و ایالت خرسان بمهدی منهج و قرار
گرفت و در حین تغیر دولت عباسیه بسیاری از املاح خرسان نقض عهد نمودند بعض کفار پیش
از بلاد خود را واپس گرفتند منصو بمهدی فرمان او تا بغزای ائل طبرستان در
ذکر غزوہ طبرستان
در سنه یکصد و چهل یک منصو خلیفه به پسر خود مهدی که دالی خرسان بود فرمان نوشت که بغزای
طبرستان رود و به شهر ری منزل سازد و ابا الخصیب و خازم بن خزیمه را با جنود مسلمین
بطرف اسپهبد روانه کند و اسپهبد در ان ایام با مصمغان ملکی بغاوند محاربه دا
و بمقابل او لشکر فرستاده بود چون از دخول ابی الخصیب با جنود مسلمین بلاد خود قاب
شد مصمغان را اطلاع داد مصمغان با خود اندیشید که اگر جنود اسلام اسپهبد را مقهور
کنند البته وارد بلاد من خواهند شد و مرا نیز مغلوب خواهند کرد اولی آنکه با اسبید
در محار به لشکر اسلام تفاق کنیم پس اسپهبد را از طرف خود اطمینان داده در محاربه مسلمین
بادی اجتماع کرد و اسپهبد بعسکر خود مراجعت نمود و با مسلمین بنیاد محاربه کرد و مدت محاربه
فریقین طول کشید منصور عمر بن علاء را که با حوال طبرستان عالم بود با جنود جزار متوجه
ساخت عمر قصد بلده رویان نمود و بعد از فتح رویان قلعه طاق را با جمیع ما فیها متسخر
[Marginal text:]
مملکت طاق
طبرستان
طاق قلعه محکمیست در ولایت رویان
و رویان شهر یکیست از شهرهای طبرستان
دنباوند کوهیست از کوه های
رویان شهر محکمی است در طبرستان
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
