Machine transcription
فتوحات اسلامی
ذکر غزوات بصر
پرسید که این کیست گفتند حجاج بن قتیبه مروان او را دو پنج شل امد و احوال پرسی نمود
وبعده گفت ای معشر عرب شمرارا دفاید نیست و بعضی از شما صلاحیت ندارد مر بعض
دیگر را ـ قتیبه آن است که رام و مسخر گردانیده بر شما انچه میبینم درین پسرش
مینشیند به نزد او حق وی نیست امر به جای وی نمیدهد مقر بر جای اقای بعده عقد
صلح منعقد شده زن با را گذاشت.
ذکر غزوة مروان بن محمد بن مروان
در سال یکصد و بیست و یکمروان بن محمد در حالیکه والی ارمینیه بود در ارمنیه غزا
نمود و در قلعه میت که شریر دخل شد و مقاتله کرد و اسیر ساخت کفار را و بقدر نفوس است
که قلعه دختر ملک بود و سربردی بند آنجا بود در آمد ـ ملک از انجا بگریخت
و در حصار خیزخ که سختی از ذهب در آنجا داشت پناه برد ـ مروان آنجا رفت
در موقع جای زمستانی و تابستانی نزول کرد اخر الامر ملک مضطر شد
و بجزیه هزار سر و صد هزار مد در هر سال مصالحه خواست پس مروان با وی
مصالحه نمود و از انجا بارض اثر یزند، و بطرآن ، در آمد و ملک آن ارض نیز با وی
مصالحه کرد و از انجا بارض تومان رفت و مصالحه کرد و از انجا محاربه حمزن
رفت و بلاد او را حزب گردانید و قلعه وی را یکماه محصور کرد و در اخر با وی مصالحه
کرد بعد از ان بارض مسداره رفت وبطور مصالحه انجا را فتح نمود و بعده
در گیران نزول کرد پس صلح کرد بادی اهل طبرشران و فیلان و جمیع اینولایات
در کنار دریاست و از بلاد ارمنیه است تا طبرستان درین سال مسلمه بن هشام
بغزای روم رفت و درین غزوه مطامیر را فتح نمود و درین سال بطال عبدالله ابی حسین
انطاکی با جماعتی از مسلمانان در بلاد روم کشته شد درین بطال عبد الله در بسیار عز و هواد
بود بار در میان و غارت ناموده بود از شان و تا بهشتند در مین و میان بلاد روم می گزشته تا نیکا
آورده اند که در بعضی غزوات خود با اصحاب شحن بلاد روم رفت درین ثنا بقریه از ایشان
در آمد و شب گذرانید شنید که زنی مرتبه خود را که گریه میکرد میگفت که خاموش
باش وگرنه ترا به بطال می سپارم در ین بیان طفل را برداشته و بطریق تخویف میگفت
بگیر ای بطال بطال در انجا حاضر بود دست اندخته طفل را گرفت و زن از حاضر بودن
بطال خبر نداشت و عبد الملک بن مروان منیر شاد او را همراه مسلمه بن عبد لمطرف بلاد روم
و قتیه امیر کردیدا در بر رو تا انجزیره و شام وصیت کرد و پسر خود را تا بکر دان
او را بر مقدمه و طلیعه لشکر و گفت هر پسر خود را که نگهداری کن جانب او از برای
بیت در حاشیه
چادر و دروی کی
دو دست بر اینه
تمر بندار ببندم تا کردون
شور در هر دست از اول
کرد ایام سندان در پا چیون
بحمد است بروی
نچشید است نداریم
چون بچه ساز اردن
شدیست اور را ببندند
ملک و فرصت و بند ملک
تومیاست در ان کی شای
بونست مدار بنی
خور است در به های
شمریست هر دست تا به
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
