Machine transcription
فتوحات اسلامی
( ۲۳۴ )
نوکرد قاطع اشرس تاتل سمرقند
دبا ترکها اتفاق نموده در جمع آوری لشکر کوشیدند اشرس عزم محاربه برآمده در آمل نازل گردید که نام
در انجا مقیم شد و قطن بن قتیبة بن مسلم را که ده هزار کس پیش فرستاد چون از نهر عبور کردند با ترک ها مجید
و بخارا که خاقان هم همراه ایشان بود تلاقی شده ایشان اطراف خندق را گرفته مسلمانرا محاصره نمودی
واسب هایشانرا که در چرا بود غارت کردند پس اشرس فراوانی مالهای مسلمانانرا از دست کی
واپس گرفته بعد باقوامی که از نهر عبور نموده قطن با ترک ملاتی شد و ایشانرا منهزم ساخت بعد
از ان پنج هفته تا پکند رسید مردمانرا که در انجا بود محاصره نمودند اهل شهر آب را از مسلمانان منع نمود
چون تشنگی بر مسلمانان مستولی شد با تفاق و بشهر آوردند کفار بجلو گیریشان بر آمده مقاتله شدیده
بمیشان واقع شد در اخیر ترکان آب گاه را رها نموده رو بگریز نهادند مکر جماعتی که بعهد بر موت
کرده بود و از قتال رو گردان نشده باتفاق قایم بودند تا قطن برایشان حمله آورده ایشانرا منهزم
گردانید مسلمانان تا شب بعقب شان رفته ایشانرا بقتال میرساندند بعد اشرس بیخارا آمد شکری
جهته محاصره اش تهیه ساخته در این اوان خاقان کیشهر را از خراسان که گرچه نام داشت محاصره نما
جمعی از مسلمانان که در انجا بود تخته یل را کشیده دروازه ها را قفل کرده تا کفار را در داخل شدن منع گردانده
بعد از ان خاقان امر فرمود تا از خندق عبور نمایند چون ممکن نبود ناچار درختهای تازه را بریده در خندای
می انداختند تا مساوی زمین گردیده صلاحیت عبور پیدا کند بعد مسلمانان در سر هیزم های تازه
هیزم خشک انداختند و در آن افروختند خداوند جل جلاله بحض فضل عظیم خود با د شدیدیرا حرکت
داد تا اتش را بر هیزم ها مشتعل ساخت در یکساعت هفت روزه هیزم را که جمع کرده بودند سوت
بعد از ان خاقان گوسفند بسیار برابر لشکر خود تقسیم نموده امر فرموده تا گوشت شانرا خورده پوست
شانرا خاک پر کرده در خندق انداختند بلطف خداوندی ابر را امر فرمود تا باران شدید نموده سیلاب
انچه را در خندق بود برداشته در نهر عظیمی که در انجا بود و آورد مسلمانان حرسند گردیده کوشش نمی کردن
و تیر می انداختند از انجمله یک تیر بر ناف گاه مارغمی که سردار شکر ترکان واهل مشوره خاقان بود
رسید که خاقان از رای و تخلف نمی نمود کارگر گردیده در انشب روانشد این مر برایشان وحشت
واندوه عظیم ومیدا چون مر قبیلی در انروز ممتد گردید کفار یکصد نفر اسیر را که از مسلمانان در نزدستان
بودها مر کرده مقتل سانیدند مسلمانان نیز دو صد نفر اسیر را که از ا ولاد کفار بطریق گروی نزدشان
بود بقتل رسانیدند بعد طرفین د قتال کوشیدند اهل کرچه در این حال بودند تا زمانیکه جنود عرب از
فرغانه آمده مقیم شدند خاقان از طول مدت ملول گردید قوم خود را سرزنش نمود و گفت که شمانگا
میکردید که پنجروزه شهر را فتح میکنیم و ایحال پنجروز شاد و ماه کامل میشود که در اطراف شهر جه د همینه کنیم
و هیچ سری حاصل نشد بعد عتاب دشنام قوم خود را امر بر رحیل نمود پس قومش خواهش کردند که ما را تا
فردا مهلت بده و بین که با ایشان چها میکنیم چون فردا شد خاقان ملک طار بندر ا مقدم
۴
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
