BrowseTārīkh-i futūḥāt-i Islāmīyah → page 208

Page 208

Tārīkh-i futūḥāt-i Islāmīyah · pages 1–581


Page image — the source of record

Scanned page 208 of Tārīkh-i futūḥāt-i Islāmīyah

Machine transcription

فتوحات اسلامی (۱۹۹) ذکر صلح کردن قتیبه بسغد خود مخالفین را دفع مینمود به نیزه مقاتله میکردند تا اینکه انهار از بلندی فرود آورد قتیبه بر اشخاصیکه از نهر گذشته بودند اواز داد که آیا نمی بینید دشمنان خود شکست خورده هیچ از ایشان اثر نشد تا اینکه لشکری دشمن به کلی شکست خورد بعد ایشان از نهر عبور نمودند قتیبه ندا کرد که هر کس یک سر بیاورد بوی صعدرهم انعام داده میشود بعد از ان سرها بسیار آورده شد یازده نفر از قبیله بنی قریع هر یک سر را آوردند چون بهر یک نقد میشد کیستی تو میگفت قریعی ام درین میان مرد از قبیله از دسر آورد قتیبه گفت کیستی جوام داد قریعی ام جهم بن زجر گفت قسم بخدا دروغ میگوید این از دی میباشد قتیبه گفت چه چیز ترا با عث بدروغ گفتن کرد گفت دیدم که هر کس که می آید میگوید قریعی ام گمان کردم که این قول مناسب است برای هر کس که سری آورد قتیبه خنده کرد خاقان و پسر آن مجروح گردیدند حق تعالی مسلمانان را فتح داد قتیبه خبر فتح را برای حجاج فرستاد. ذکر صلح قتیبه با اهل سغد چون واقعه بخارا به قتیبه با اهل بخارا شهرت یافت اهل سغد را وحشت گرفته ترسید طر خون ملکشان با دو سوار نزد یک لشکر قتیبه شده کسی را طلب نمودند که بادی مکالمه کنند قتیبه حیان نبطی را فرستاد طر خون طلب صلح کرده باین طریق که فدیه بدهد با هالی خود، قتیبه بنحواپس او را قبول کرد طر خون بسوی بلاد خود باز گردید نیزک منافق همراه قتیبه بود قتیبه از بخار مراجعت فرمود. ذکر فرار نیزک و فتح طالقان چون قتیبه از بخارا بازگشت نیزک که با او بود انچه از فتوحات میدید بر خود میترسید یاران خود را گفت من همراه قتیبه میباشم دلی از دی ایمن نیستم اگر اجازه و رخصت گیرم خوب است درین وقت به امل بودند یاران او را در یک دانستند پس از ان نیزک رخصت خواست قتیبه او را رخصت داد نیزک به عزم رفتن طخارستان به شتاب حرکت میکرد تا اینکه به نو بهار رسید، بیاران خود گفت شک ندارم اینکه قتیبه بر اذن دادنی پشیمان شده زود است که بمغیره بن عبدالله پیغام فرستد و امر به حبس من نماید همین بود که قتیبه از رخصت دادن نیزک پشیمان شده خبر در نزد مغیره فرستاد که نیزک را گرفته محبوس نماید زمانیکه خبر بمغیره رسید نیزک از انجا عبور کرده بود. مغیره نیزک را تا شعب خلم عقب گیری کرده نیزک دستیار نشد. مغیره واپس مراجعت نمود بعد از ان نیزک بغی و مخالفت خود را ظاهر نموده به سپهسالار بلخ و باز ان ملک مروروز و ملک طالقان و ملک فاریاب و ملک جوزجان مکتوب ها فرستاد و مضمون اینکه مخالفت کنید قتیبه را و بیعت خود را صلح شکست مربیح باصاد طالقان شهر سقند از محال تا کبت خورد بصیغه لغت طخارستان در ملحقات سمنان رولا بصیغه لغت فار یاب از نواحی بلخ است و بمیم بر زن شهر زد و بی بد و بیع بنابر صالح خلم میم در اخر لفظ فاریاب جو رجان نام شهریست بنواحی بلخ بیا و ذال معجمه و دال مهمله قابله نواحی مرو رود دیجیون و طالقان اسم دو طالقان و از خراسان است یکی در جبال قزوین است و دیگری مجمد نام بتخانه بدهد بنامد خلم

Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.


Cite this page
Tārīkh-i futūḥāt-i Islāmīyah, page 208. Afghanistan Digital Library, New York University Libraries. Machine-transcribed text: Afghan Press Archive, https://afghanpress.org/book/adl0900/208 (accessed [date]).
Permalink
https://afghanpress.org/book/adl0900/208
Machine-readable
JSON · IIIF manifest · Canvas
Source
Afghanistan Digital Library record