BrowseTārīkh-i futūḥāt-i Islāmīyah → page 207

Page 207

Tārīkh-i futūḥāt-i Islāmīyah · pages 1–581


Page image — the source of record

Scanned page 207 of Tārīkh-i futūḥāt-i Islāmīyah

Machine transcription

فتوحات اسلامی (۱۹۸) غزا نمودن قتیبه در بخارا در ته دره دان وايا لاء والتحويط ودعنى من ثنيات الطريق یعنی کنش را محکم بکوب بنای نسف را از بیخ بر کن در دان غدار را باز کردان از گرد آوردن بر خود پرهیز نما که مرا از بلندی و پستی باره آسوده بگذار چون نوشته حجاج به قتیبه رسید از طلعی بر خوان به عزم غزا بیرون شد این واقعه در سنه نود بود القصه چون خبر بور دان غدار رسید از اهل سغد و ترک و اطراف خود لشکر جمع آوری نموده بتیه مشرع سختی نموده دور بخارا ی محاصره کرد چون لشکر دردان رسید مردم شهر هم برآمده بطرف مسلمانان مقاتله بردند و آتش قتال مشتعل شد در ین میان طایفه ازد که یک حصه از لشکر تمیمی مسلمان بودند برای تنبیه شمر گفتند که ما را یکطرف ساخته با ایشان بجنگ گذار قتیبه آنرا اجازه داد پیش خردند آن مردان شجاعت بنیان بکمال غیرت مردانگی با دشمنان مقاتله نمودند اما از سبب کثرت دشمنان ظفریاب نشدند سوار های مشرکین آن ها را حمله آورده تعقیب کردند تا اینکه داخل لشکر مسلمانان شدند زنان لشکر مسلمانان بروی اسپ های شان میزدند و میگریستند فریاد و غوغا بلند گردید مشرکان روی گردانیدند ناگاه لشکر مسلمانان که پراگنده بودند چون روی گردانیدن شان را مشاهده کردند از هر دو طرف بر آن ها حمله بردند تا اینکه ایشان را بموقف شان رسانیدند آن ها موضع بلندی را محل قرار گاه خود قرار داده بودند قتیبه فرمود کیست که ایشان را از ان موضع دور کند از عرب کسی اقدام نکرد پس قتیبه نزد بنی تمیم آمده فرمود که امروز روز شما است وکیع بن حسان بن قیس تمیمی بیرق را گرفته گفت ای بنی تمیم آیا تسلیم می شوید مرا امروزا گفتند نه یا ابا مطرف و کیع لوار ابه ہریم بن ابی طمحه که یکی از سواران و تابعان او بود داده گفت ای ہریم پیش کن پی ہریم پیش شد وکیع پیش روی پیاده گالشکر میرفت چون ہریم به نهر که بین ایشان و ترک بود رسید توقف کرد و کیع آواز داد که پیش شو یا ہریم ہریم مانند شتران جنگی حمله آورہ گفت که آیا بیندازم خود را در ین نهر اگر برهنه داخل آب شود ہلاک میگردد ای احمق وکیع در خشم آمده با چوبی که بدست او بود ہریم را زده گفت یا ابن اللخنا امر مرا رد میکنی ہریم با سواران عبور نمود وکیع چون بکنار نهر رسید جسری از چوب تنها بالای نهر گذاشته بمردم خطاب کر د گفت کسی که تن بمرگ میدهد با من بگذرد و اگر تن بمرگ نمی هید به جای خود ثابت بماند این بگفت و جسرا ہشت صد نفر از نهر گذشته باقی بر جای خود ماندند چون بلشکر ترک نزدیک شدند و کیع به هریم گفت که من با ایشان به تیر مقاتله میکنم تو با سواران خود ایشان را از من مشغول کن وکیع بر ایشان حمله نموده تا اینکه بر آن ها خلط گردید و هریم با سواران خرد

Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.


Cite this page
Tārīkh-i futūḥāt-i Islāmīyah, page 207. Afghanistan Digital Library, New York University Libraries. Machine-transcribed text: Afghan Press Archive, https://afghanpress.org/book/adl0900/207 (accessed [date]).
Permalink
https://afghanpress.org/book/adl0900/207
Machine-readable
JSON · IIIF manifest · Canvas
Source
Afghanistan Digital Library record