Machine transcription
فتوحات اسلامی
( ۱۸۵ )
ذکر صلح عبدالملک با ملک روم
قبول کردند حسان یمن برد و پسر کاهنه را بهمین دوازده هزار نفر عسکر سر افسر مقرر نمود و رویه آنرا
در بربر شایع گردید و حسان بولایت قیروان مراجعت نموده آنجا اقامت ورزید و تاسنه
هشتاد و شش که عبدالملک وفات نمود کسی با حسان منازعه و مقاتله نکرد بعد از وفات عبدالملک
ولید پسر او را والی نمودند و آن برایل افریقیه عبدالمعد بن مروان که عموی او بود والی ساخته
حسان را معزول نمود و ولید در سنه هشتاد و نه موسی بن نصیر را بحکومت بر افریقیه مقرر نمود
و بیان حال آن در غزوات ما بعد ذکر خواهد شد انشاء الله تعالی .
ذکر صلح کردن عبدالملک بن مروان بملک روم
در زمان وفات حضرت معاویه رضی الله تعالی عنه از جهة حدوث فتنه و فساد در میان مسلمانها
صوایف از ولایت شام معطل گردید (صوایف لشکر را گویند که فصل تابستان جهته سد ثغور و حرب
کفار میشود و این امر از ابتدای اسلام تا اخیر دولت عباسیه مستمر بود) و چون فتنه و فساد در
میان ابن زبیر رضی الله تعالی عنه و عبدالملک شدت نمود و رومیان فرصت یافته در سال
هفتاد جمع آوری نموده بر سر مسلمانهای ولایت شام لشکر کشیدند عبدالملک از جهته دفع
ضرر ایشان از مسلمانها بهمراه پادشاه رومیان مصالحه نمود مشروط بر اینکه در هر جمعه هزار
دینار برای او بدهند و در سال هفتاد و سه رومیان از ناحیه ارمنیه با شصت هزار نفر بر
آمده و در آنزمان محمد بن مروان از طرف برادر خود عبدالملک بر ارمنیه حاکم بود و با رومیان
مقاتله نمود و ایشانرا شکست داده بسیاری کشته شدند و در سال هفتاد و چهار امیه بن
عبدالله خالد بن اسید را عبدالملک ب خراسان حاکم نمود و چون امیه بولایت کرمان رسید
پسر خود عبیدالله را بولایت سجستان حاکم نمود چون عبد الله بسجستان رسید با پادشاه
ترکان رتبیل غزا کرد و رتبیل ترساند و مسلمانها بو و عبیدالله که بولایت تبت
رسید رتبیل طلب صلح و بذل هزار هزار دینار و هدیه ها و غلام های بسیار را کرد عبد الله
ابا نمود و گفت اگر این خانه را از طلا پر کند خوب والا مصالحه نمیکنم و شروع بغزا نمود رتبیل
بلاد را برای او تخلیه کرده و سرکوه ها و تنگهها را برای خود محکم ساخت عبد الله مضطر شده طلب
تخلیه راه را بر خود و مسلمانها نمود مشروط ایکه ازان چیزی گرفته نشود رتبیل قبول نکرده گفت که است
هزار درهم از شما بطریق مصالحه میگیرم و همراه مکوثیقه خطی که تا زمان عمارت من شهرها ی من غزا نکنید و آبان
مارا نسوزانید و بلاد ما را خراب نکنید عبدالله مجبور قبول کرد چون این خبر به عبدالملک رسید عبدی
معزول کرد در همین سال محمد بن مروان بمعیت عسکر بملطیه غزا نمود و رومیان از طرف مرعش برآمدند
و همچنین در سال ما بعد و در سال هشتاد و پنج مجاهد بن سعد تمیمی از طرف حجاج مقرر سرحد سند بود غزا و فتوحات
اماکن را از خدا پیدا نمود و در سال هشتاد شش محمد بن مروان با رومیان از طرف ملاطیه غزا نمود و در سال هفتاد و دویتی
شرط رتبیل بر عدم غزا تا حیات من بود
والله اعلم
صوایف جمع صایفه است و صایفه لشکری را گویند که
در ایام تابستان غزا میکنند ۱۲
منه غفر له
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
