Machine transcription
فتوحات اسلامی
(۹۵)
بیان امر قادسیه
صبح شد سعد آنها را بر لشکر تقسیم نمود درین روز را به یوم الحیتان موسوم ساختند سعد
سریه دیگری فرستاد آنها شتران بنی تغلب عنمز را گرفتند بجانب عسکر سوق دادند سعید
شتران را سحر کرده تقسیم نمود فراوانی طعام بین مسلمانان کار فرما گردید و عمرو بن احمر
مهرین را غارت کرده مواشی زیادتی را بطرف مسلمانان سوق داد - بعد رستم
از ساباط خارج شده الات حرب را جمع آوری نموده سرآمدان ممالک را در ادلا در
می ساخت گفت اگر خداوند ما را نفع داد دخل مملکت شان کشته نزد پادشاه
شان میرویم چنان اهل و اولاد شان را پریشان میکنم که ناچار دادن مال را قبولدار
شوند چون رستم از ساباط برآمد بطرف بندوان برادر خود مکتوب فرستاد که قلعه جا
و حصار ها خود را محکم نمائید زیرا که چنان معلوم میگردد که اعربها را از وطن و اولا شان
فرار خواهند داد رای من این بود که با ایشان مدافعه و مطاوله نمایم چنانچه از محوس
انجم هوید است ماهی آب را تیره نموده نعامه وزهره نیاسندی و میزان مقعد
گردید و بهرام رفت نمیدانم غیر از اینکه عربها و نزدیکی ما غالب میشوند چیز دیگر نیست
انچه که مرا باین محاربه باعث شد همان امر ملک بود که محقت اگر تو نمی روی من شخصو
بمحاربه میروم بعد از ان رستم جابان را بر پل ساباط ملاقات نمود که هر دوی شان
منجم بودند جا بان برستم گفت آیا نمیدانی که اوضاع کواکب دلالت بر نحوست دارد
رستم جواب داد که من بطرف مخشاش و زمام لشکر میکشیدم بنا بر حسب الامر ملک چاره
جز این ندیدم بعد از ان حرکت نموده به کوثی فرود آمد در آنجا مرد عربی را بحضور
رستم آوردند از عرب پرسید که چه چیز موجب آمدن شما در اینجا شد و چه می طلبید
آن مرد عرب گفت ما بطلب چیزی که خدا یم یاد عده داده آمده ایم اگر شما از دین سلام
سرباز زنید مملکت و اولاد شما را تصرف خواهیم نمود رستم گفت اگر پیشتر از این کشته
شدید چه میکنید جوابداد که هر کس از ما کشته شود بجنت میرود و کسی که باقی بماند نظر
آنجه را که به ایشان وعده نموده عنایت میفرماید و ما در خصوص یقین داریم رستم
گفت خوب بدست شما افتادیم مرد عرب گفت اعمال شما شما را بدست ما داد . خداوند
شمار ا بواسطه اعمال شما سالم سازد فریب ندهد تر او کسانیکه با طرف خود می بینی تو همراه
انسانها جنگ نمیکنی بلکه با قدر پنجه میدی رستم بخشم آمده گردنش را زد بعد از ان
کوچیده به برش فرود آمد لشکریانش مال و اولاد آن موضع را غصب نموده بازنان
یکجا شده مشرب نوشیدند مردم نزد رستم آمده داد و فریاد کردند رستم گفت ای گروه
قسم بخدا که آن مرد عربی رست گفت والله که سلامت نمیدارد ما را مگر اینکه با خود را
یوم الحيتان
حیر و مابیان
سلطا بالا
در مهران مورد غه زیادت تازی
شتران کو کو دیا هند
مخشاش
موضعه در کوفه دربین
بابل
بر سجاد قریه درین با هر
بُرس
قر یه د ست مجله ی دار
تخت اپوشر نام عم البلايا
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
