BrowseTārīkh-i futūḥāt-i Islāmīyah → page 103

Page 103

Tārīkh-i futūḥāt-i Islāmīyah · pages 1–581


Page image — the source of record

Scanned page 103 of Tārīkh-i futūḥāt-i Islāmīyah

Machine transcription

فتوحات اسلامی (۹۴) بیان امر قادسیه غرور رسیده فریب نخورید و اگر مشقت گرسنگی بر شما عارض شد و طعام شما را تا ایام ادرار فراهم نمائیم و بزرگان تان را اکرام و خود شما را بپوشانیم و بر شما ملک مقرر فرمائیم که رفق و مدارا نماید چون سخنان او تمام شد مغیره بن زرار اسدی از جای برخاست و گفت ایها الملک این با که می بینی و سأو اشرف عربند مرسوم است که اشراف از اشراف می شرمند و یکدیگر را تعظیم می نمایند اینها بر نتیجه که مامور بودند نگفتند و نه سخن ترا اجابت نمودند اکنون کلامی را که بر هدایت میگویم و رفیقانم شهادت میدهند جواب بگوی در موضوع بد حالی هر چند که فرمودی صحیح بلکه ازان شدیدتر است بعد از ان مغیره شرح مشقات عرب را مع فرستادن حقتعالی نبی اکرم صلی الله علیه و آله و سلم را مانند نعمان بیان نموده گفت اینک اختیار کن جزیه را که ذلیل باشی یا مقاتله را آماده شو یا اینکه اسلام آورده باعث نجات خود و رعیتت گرد یزدجرد از استماع این کلام بغضب شده گفت افسوس که قتل سفرا جایز نیست و اگر نه شما را میکشتم بروید حق از شما در نزد ما نیست بعد از ان توبره خاکی را طلب کرده گفت بر شریف ترین شان حمل نموده بر بند تا اینکه از دروازه مداین بر آید و بر رسولان سعد گفت بروید بجانب صاحب خود اینک رستم را فرستادم که شایان را بخندق قادسیه دفن نماید و بعد از ان به شهر تا نان داخل گردیده چنان بشما دشوار بگیرد که بخور در ماند سخت تر از گر د با سایور شاه او با عاصم بن عمر کنانی بستی نیز جو استند گفت من اشرف و سید نهایم بد و خاک را عاصم خاکی را بر دوش گذاشته بر مرکب خود سوار شده نزد سعد آمده گفت بشارت باد ترا که خداوند زمام مملکت شان را با داد بعد مکث رستم گفت نمیدانستم که در عرب چنین اشخاصی باشند که از شما در جواب دادن نیکو تر باشند بر امری تا و عذا دادند که باید آنرا دریابیم و یا اینکه بر سر آن کشته شویم لیکن من رئیس شان را احمق تر دیدم که خاک را بر سر خود حمل نمود رستم گفت ای ملک او داناتر شان بود که ترا بفال نیک تعبیر نمود یعنی وطن مان را گرفت و بر حماقتت نشان داد بعد رستم با حالت غضبناک از نزد یزدجرد برآمده شخصی را عقب قاصدان سعد فرستاده با شخصی معتمد خود گفت که اگر رسول تا آنها را در یافت البته تلافی همین خود را نمودیم و اگر نه یقین بدانید که زمین شما را گرفتند ساعتی گذشت رسول رستم آمده ندیدن قاصدان بر رستم گفت رستم گفت که زمین شما را بردند زیرا که او در علم نجوم و کهانت مهارت نامی داشت بعد ازین واقعه سواد بن مالک تمیمی نجف و فراض غارت نموده سیصد راس خر و قاطر و گاو را بدست آورده مانی را رنموده بطرف لشکر آمد چون [Margin text] نجاف جائی که ببر مانع شود و نام موضعیست فراض موضعیست بین بصره و یماعه نزدیک خلیج فارس [Bottom corner text] مربع ۱۸

Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.


Cite this page
Tārīkh-i futūḥāt-i Islāmīyah, page 103. Afghanistan Digital Library, New York University Libraries. Machine-transcribed text: Afghan Press Archive, https://afghanpress.org/book/adl0900/103 (accessed [date]).
Permalink
https://afghanpress.org/book/adl0900/103
Machine-readable
JSON · IIIF manifest · Canvas
Source
Afghanistan Digital Library record