Machine transcription
٥٦
تا دل دست بحروکان باشد دل ودست خدایگان باشد
شاه سنجر که کمترین خدمش در جهان پادشه نشان باشد
و بعد سکته کرده و بملک الشعرا خطاب نموده میگوید: اگر قصیده از شما باشد بقیه را خود
بخوانید و باین حکمت او را ساکت ساخته بهر تقدیر انوری بحضور سلطان منتهای تقرب
یافته چنانکه از اسپ بتعظیم او فرود آمده و دو بار منزل او را از قدوم خود شرف بخشیده
واخیرًا انوری ترک ملازمت اختیار کرده و بطرف بلخ رفته و سبب آن بوده که انور
سالی از روی نظرات نجومی حکم کرد که فلان روز طوفان عظیمی از باد برانگیزد و اکثر آبادی
و ابنیه ویران گردد. عموم اهالی ازین واهمه سردابه ها بزیر زمین کندند و در روز موعود در انجا خزند
اتفاقاً در ان شب وره نسیمی که چراغ را گل کند نوزید. سلطان بروی برآشفت . انوری عذر
کرد که اثر این قرانات بتدریج ظاهر خواهد شد. فرید کاتب (۱) در بخصوص گوید:-
گفت انوری که از اثر بادهای سخت ویران شود عمارت و که نیز سرسری
در سال حکم او نوزیده است هیچ باد یا مرسل الریاح تو دانی و انوری
وفات انوری در سنۀ ۵۸۲ و ۵۹۷ می نویسند و بقول دولتشاه در بلخ وفات
(۱) فرید کاتب :- شاگرد انوری و از شعرای حضور سلطان سنجر است. در شکستی که سلطان از غور
خان یافت فرید این رباعی گفت:-
شاها دستان تو جهانی شد راست تیغ تو چهل سال ز اعدا کین خواست
گر چشم بدی رسید آنهم ز قضاست آنکس که بیامد عالمانده است کجاست
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
