Machine transcription
۲۱۷
تکلیف و استقبال او گفته :ـ
کنون در کوہ ہرات آبے تنگی است کہ ہر سنگش بدل بردن فرنگی است
گل ایات شکر الله خانی بفرق آنزمین کرد آسمانی
من بیدل بآہنگ دعایش گرفتم طرف دامان لوایش
بذوقی التفاتش از خودم برو کہ آسایش برفتارم قسم خورد
و در آخر این مثنوی میگوید :ـ
عصای من در یگزارت مقصود نسیم فیض شکر الله خان بود
وگرنه من کجا گوهر فشانی سرشکی بودم آنهم بی روانی
درین گلشن خرامی داشت کلکش که پیوستم من بیدل بسلکش
کلامش گشت سر مشق خیالم از ان سرچشمه جوشید این لالم
دو روزی در پس زانو نشستم خیالی را بہاری نقش بستم
به پیشش آخر این مکتوب منظوم بطور معرفت گردید موسوم
این قدر یقینی است که پیش از ۱۱۲۱ اتمام یافته چه درین سنه شکر الله
خان فوت نموده
( ٤ ) مثنوی عرفان یازده هزار بیت و در ۱۱۲۴ نظم کرده و در آخر آن میگوید :
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
