Machine transcription
۱۱۸
طفیل آهوی صحرا چه بود که در فتراک خود بستی مرا هم
جراحت میکند در جان من عشق جدائی بند بند من جدا هم
فلک را کور بادا دیده حصر کنار و دوستان را دید با هم
اگر آنسوروی از خسروای باد بپوی پای، پای باد پا هم
در بحر سه رکنی اکثر غزل شیرین می آید چه قلت الفاظ سبب خفت و روانی بیت
میگردد . اما امیر غزل هر دیوان خود را بعصری تشبیه داده و میگوید .
تا بدانند که یک طبع رہی ست چهار که همی زاید از و معدن حیوان و نبات
و غزلهای تحفه الصغر را بتابه خاک داند یعنی تکلفات خشکی در آن واقع شده
ولی در بادی نظر فرقی در بین غزلهای تحفه الصغر و سائر غزلهای نمیشود .
رباعی - گل و ابر
بستان چوپسر کشید پیرایه ابر آورده بروشیر فرودایه ابر
گل بسکه لطیف و نازک آمد در باغ ترسم که برو گران شود سایه ابر
غم و شب
ای غم که همین بر من غمخوار آئی وقتی چه شود گر بدل زار آئی
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
