Machine transcription
۱۱۰
ولی در کلیات چاپ او غزلی باین اسم نباشد جز آنکه در بعض صفحات یگان غزل هست که بهیچیک از چار دیوان او نسبت نیافته . اینک باخی از اشعار امیر نگارش می پذیرد :-
موعظه
تا ز هر بادی نجنی باید آهن کش چو کوه کا دمی چون مشت خاک و عمر با دصرصر است
مرد پنهان در گلیمی پادشاه عالم است تیغ خفته در نیا می پاسبان کشور است
راست رو را پیر ره کن گرچه زن باشد خضر چون بظلمت ره کند گم ما دیانش بهتر است
راهرو چون در ریا کو شد مرید شهرتست پیره زن چون رخ بیاراید به بند شوهر است
نفس خاک پست هر گه نور بالا بر تو تافت سایه زیر پا شو دهر که بر تارک خور است
کار اینجا کن که تشویش است در محشر بسی آب نه بیجا بر که در در یا بسی شور و شر است
ناکس و کس هر که حرص مال دارد دوزخی است عود و سرکین هر چه در آتش فتد خاکستر است
ای برادر مادر دهر از خورد خونست مرنج چون ترا خون برادر به زشیر ما در است
این قصیده امیر با مضامین برجسته خیلی بلند و دارای انسجام و روانی باشد و اکثر ابیات آن مدعا مثل است و ( بحرالابرار ) نام دارد و بعضی از استادان
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
