Machine transcription
(۳۳۱)
سلمان حافظ
رندی و عاشقی و قلاشی عاشق و رند و نظربازم و میگویم فاش
هیچ شک نیست که در ما همه نیست تا بدانی که بچندین هنر آراسته ام
درون صافی از اهل صلاح مجو راز درون پرده زرندان مست پرس
که این نشانه رندان دردی آشام است کاین حال نیست صوفی عالی مقام را
مکن ملامت رندانه گر به بدنامی گرچه بدنامیست نزد عاقلان
که هر چه پیش تو ننگ است نزد ما نامست ما نمیخواهیم ننگ و نام را
غرض ز کعبه و بتخانه توئی سلمانرا جلوه بر من مفروش ای ملک الحاج که تو
بکعبه خانه بخانه خدا با ما در هست خانه می بینی و من خانه خدا می بینیم
من آنکارونه که در بند تو ام آزادم فاش میگویم و از گفته خود دلشادم
پادشاهم چو بدست تو اسیر افتادم بنده عشقم و از هر دو جهان آزادم
ای گنج نوشدارو خستگان نظر کن یارب این پاکدلانرا که گفت ای سلمان
مرهم بدست دار مجروح میگذاری کشت ما را و دم عیسی مریم با اوست
بدیع الاسلوبی که بحدی جدت و خوبی ادا
اکثرم مضامینی هست که از مدتها ترتیب یافته می آید و ناگفته
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
![Scanned page 336 of [Shiʻr al-ʻajam]](https://storage.googleapis.com/adl-page-images/adl0798/00336.jpg)