Machine transcription
(۲۸۷)
الحمد علی معدلۃ السلطان احمد شیخ اویس حسن ایلخانی
خان بن جان شہنشا ہنشاہ نزاً آنکه میز یبارگر جان انش خوانی
از گل نسیم غنچہ عیشی شگفت حبذا و جای بغداد دمی روحانی
بر شکن کاکل ترکانه که در طالع تست دولت خسروشی منصب چنگه خانی
اگر چه خواجہ صاحب ببغداد رفته نتوانستند اما ذوق آن تمنا
اکثریہ خارخار خاطر میبود و جابجا ازان آرزو اشاراتی دارند
رہ نبردیم بمقصود خود اندر شیراز خرم آنروز کہ حافظ رہ بغداد کند
در دکن دو بطن سلاطین بہمنی و سلطان شاہ محمود بہمنی ملکه کہ جاپوری که داس
مطلب بود کہ شخص نهایت قابل و صاحب کمال گفتہ میشد در فارسی
و عربی بہر دو زبان به انتہا فصاحت و بلاغت شعر میگفت
و فرمان ناطق داده که از عرب و عجم عموماً اگر شاعری بیاید
صادر فرمودہ
او گفت
بیک التو قصیده که پیش کند ہزار تنکہ کہ عبارت از ہزار توله
طلا ی باشد بی صله و انعام باو داده شود شهری و آوازه
این قدر دانی تا حضرت خواجہ رسید و حضرت را خیال
سفر دکن بخاطر افتاد اما بنمض خیال بود ولے زمزمه
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
![Scanned page 292 of [Shiʻr al-ʻajam]](https://storage.googleapis.com/adl-page-images/adl0798/00292.jpg)